صفحه نخست

ارتباط با ما

تالار گفتمان

ورود

درباره ی ما

جستجو در مطالب

گالری تصاویر

قدرت گرفته از

 

:: صفحه نخست
::
ارتباط با ما
::
اخبار سایت
::
دانلود
::
درباره ی ما
::
جستجو در مطالب
::
طراح قالب

::بدون موضوع (عمومی)
::قرآن
::نقش شیعیان در تولید علم و فن آوری
::نقش شیعیان دردنیای امروز
::نقش شیعیان در جهان اسلام و ایران
::روانشناسی
::تکنولوژیهای نو
::تاریخ هنر
::تاریخ سیستان و بلوچستان
::تاریخ کرمان
::تاریخ یزد
::تاریخ خوزستان
::تاریخ مازندران
::تاریخ خراسان
::تاریخ ری/تهران
::تاریخ اصفهان
::تاریخ روحانیت
::تاریخ صفویه
::تاریخ افشار
::تاریخ زند
::تاریخ قاجار
::تاریخ پهلوی
::کتاب شناسی
::فیلم و سریال
::کتب اساطیری
::ادبیات /باستانی
::حقوق/قضا
::حقوق/بین الملل
::ادبیات عرب
::ادبیات فارسی
::الهیات
::پزشکی /تخصص ارتوپدی
::پزشکی /تخصص رادیو تراپی....
::پزشکی /تخصص داندانپزشکی
::پزشکی /تخصص داروسازی
::پزشکی /تخصص زنان....
::پزشکی /تخصص قلب
::پزشکی /تخصص انکولوژی
::پزشکی /تخصص مغز و اعصاب
::پزشکی /تخصص گوارش....
::پزشکی /تخصص چشم
::پزشکی عمومی
::مهندسی صنایع غذایی
::مهندسی نفت
::مهندسی کشاورزی
::مهندسی معدن
::مهندسی پزشکی
::مهندسی عمران/آب
::مهندسی عمران/عمران
::مهندسی کامپیوتر/سخت افزار
::مهندسی کامپیوتر/نرم افزار
::مهندسی برق
::تخصص
::طبیعت
::ادبیات/انگلیسی
::شعر
::باستان شناسی
::زیست شناسی
::تحقیقات و فن آوری
::احتجاج
::خانواده
::ازدواج
::نجوم
::معارف
::جبر
::هندسه
::جغرافیا
::اعتقادات
::روانشناسی
::پرورش
::آموزش
::اخلاق
::ورزش
::طب
::هنر
::تاریخ علم
::تاریخ هنر
::تاریخ ادیان
::تاریخ جهان
::تاریخ ایران
::تفسیر
::درس خارج
::حج
::جهاد
::روزه
::نماز
::زکات
::خمس
::تبری
::تولی
::بحار الانوار
::دروس حوزوی
::دروس دانشگاهی
::میزان الحکمه
::توحید
::معاد
::نبوت
::امامت
::عدل
::امر به معروف
::نهی از منکر
::مفاتیح الجنان
::صحیفه سجادیه
::انساب
::لغت
::فقه
::کلام
::فلسفه
::منطق
::اجتهاد
::استماع
::زبان
::تعهد
::تخصص
::تشرف
::تصرف
::تبیین مذهبی
::تعصب
::تعقل
::مسائل پرورشی
::دانشگاه
::حوزه
::حضرات معصومین علیهم السلام
::حزب
::حلم
::علم
::سیاست
::جهاد
::فرهنگ
::تاریخ اسلام
::تاریخ تشیع
::حقانیت حضرت زهرا سلام الله علیها
::مسائل جهانی
::اجتماع
::اقتصاد
::جوانان
::پیشنهادات
::شبهات و پاسخ آنها
::پرسش و پاسخ
::کتابخانه
::احادیث
::آشنایی با بزرگان
::اصول
::درایه
::رجال
::سخنان اهل دل
::بدون موضوع
::خطبه
::نامه
::حکمت
::فرق توبه با استغفار در سخنان حضرت


:: حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ

امام علی

امام علی

کتاب

بانک توسعه صادرات

دشن شناسی

تبیان

گوگل

یاهو

مجله نور

راسخون

طهور

اینده

حوزه

غور

سلام





پژوهش







مدیران سایت

مدیر کل سایت
امیر حسین د

::/font> بازدید امروز : 24
:: بازدید دیروز : 52
:: کل بازديدها : 65728
:: میهمان های آنلاین : 1
:: کاربران آنلاین : 0
::  اعضای سایت : 25

:: کل مطالب : 3574
:: کل نظرات : 29




کتاب جاذبه و دافعه حضرت علی علیه السلام این کتاب حاصل چندین جلسه سخنرانی حضرت استاد شهید مرتضی مطهری می باشد که مطالعه وتفکر در آن به تمامی دوستان سفارش موکد می گردد.


تبلیغات


خداوند در قرآن کریم در موارد زیادی ما را به انفاق فراخوانده است.
خواهشمندم توضیح دهید فرق بین انفاق و صدقه چیست واصالاً تعریف انفاق چیست؟لطفاً یک مثال بزنید.
چرا خداوند در قرآن کریم همیشه بعد از نماز به ذکات اشاره کرده است و چرا از خمس کمتر سخن گفته شده است؟
با تشکر
پاسخ : سلام دوست عزیز
علامه طبرسی در تفسیر مجمع البیان می گوید فرق میان صدقه و زكات آن است كه زكات واجب است ولی صدقه گاهی واجب و گاهی مستحب است .
از این رو معنای وجوب در زكات لحاظ شده و مراد از ان حق خدا در مال است و در صدقه نیز استحباب و دادن مال برای تقرب به خدا لحاظ شده است مانند درخواست برادران یوسف كه به او گفتند :و تصدق علینا "بر ما ببخشای" .در 25 مورد از آیات قرآن زكات و صلاة در كلام خدا قرین هم ذكر شده اند و بعد از یك رابطه فردی و عبادی میان انسان و خدا امر به تكلیف اجتماعی یعنی توجه به فقرا و محرومین جامعه نموده است . زكات كه حق الله فی المال است شامل خمس و زكات مستحبی و واجب می شود و انفاق اعم از صدقه و زكات و خمس است و شامل همه این امور می شود .
موفق و مؤید باشید.
مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین – تهران

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی

http://www.niksalehi.com/din-andishe/archives/075231.php

عنوان  :  صدقه و انفاق Charity
نویسنده :  هیئت تحریریه سایت پژوهه
كلمات كليدي  :  صدقه، انفاق، بخشيدن مال<HEAD<>

صدقه و انفاقhttp://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=15408

    صدق به معني راستي و راستگوئي و صدقه آن چيزي است به منظور يافتن ثواب آخرت مي‌بخشند. صدقه دادن و انفاق به معناي بخشيدن مال و مانند آن در راه خير و به قصد نزديكي به خداوند است.

در اهميت صدقه همين بس كه رسول اكرم (ص) فرمود:

بر عهده هر مسلماني است كه در هر روز صدقه دهد، سؤال كردند چه كسي توان اين كار را دارد؟ آن حضرت جواب دادند: اگر در مسير راه آن چه موجب اذيت رهگذر باشد برطرف سازي صدقه است، چنان كه نشان دادن راه به رهگذر، عيادت مريض، امر به معروف و نهي از منكر، و جواب دادن سلام همه صدقه مي‌باشند.[1] 

به­روزگار سلامت، شكستگان درياب كه       جلب خاطر مسكين بلا  بگرداند

چو سائل از ره ياري طلب كند چيزي           بده وگرنه ستمگر به زور بستاند

   چنان که قرآن کریم می­فرماید صدقه باید تنها برای ضای خداوند منان وبدون هیچ منّتی به مستحق عطا شود و الا برای آن ثوابی مترتب نخواهد بود:

«يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُبْطِلُواْ صَدَقَتِكُم بِالْمَنِ‏ّ وَالْأَذَى‏ كَالَّذِى يُنفِقُ مَالَهُ‏و رِئَآءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْأَخِرِ فَمَثَلُهُ‏ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ‏ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ‏ صَلْدًا لَّا يَقْدِرُونَ عَلَى‏ شَىْ‏ءٍ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الْكَفِرِينَ» [2]

آثار صدقه

الف: دفع شرور

امام صادق (ع) مي‌فرمايد:

 «من تصدّق بصدقةٍ اذا اصبح دفع الله عزّوجل عنه نحس ذلك اليوم»

 «هر كس در صبح صدقه‌اي دهد خداي عزّوجل شر و نحوست آن روز را از وي دفع نمايد»[3].

ب: درمان مرض

پيغمبر اكرم (ص) فرموده­اند:         «داووا مرضاكم بالصدقة»    «بيماران خود را با دادن صدقه درمان كنيد»[4]

و نيز فرموده‌اند:    «صدقه قضاء حتمي را از ميان مي‌برد.»[5]

 صاحب بن عباد -وزير مؤيد الدوله ديلمي که­تا زمان فخرالدوله وزارت داشت - كه اهل فضل و  سخاوت بود هر كس در عصرهاي ماه رمضان نزد او وارد مي‌شد ممكن نبود قبل از افطار بيرون رود چنان که گاهي هزار نفر هنگام افطار بر سر سفره‌اش بودند، صدقه و انفاق او در ماه رمضان با يازده ماه ديگر سال برابري مي‌كرد. آورده‌اند چون در زمان كودكي براي درس به مسجد مي‌رفت هر صبح مادرش يك دينار و يك درهم به او مي‌داد و سفارش مي‌كرد كه به هر فقيري رسید، تصدّق كند، اين كار براي صاحب بن عباد عادتي شد كه هرگز ترك نكرد، وچون به وزارت رسيد از ترس آن كه این کار را فراموش كند به غلامش دستور مي‌داد هر شب يك دينار و يك درهم زير بالش وي بگذارد.

اتفاقاً شبي خادم دستور او را فراموش كرد، چون صاحب از خواب برخاست بعد از اداي فريضه دست برد تا پول را بردارد، متوجه شد كه خادم غفلت كرده است،پس به او دستور داد همه اثاث اتاق را – كه همه از ديبا و پارچه‌هاي گران قيمت بود – به جبران فراموشي به اولين فقيري كه ببيند بدهد؛ خادم آنها را از منزل بيرون برد لحظاتي بعد با سيدي نابينائي كه همسرش دست او را گرفته بود روبرو شد و گفت: اين اثاث را مي‌پذیری؟ سيد فقير از شنيدن آن سخن بي‌هوش شد. او را نزد صاحب بن عباد آوردند؛ صاحب پرسيد: براي چه بي‌هوش شدي؟ سيد گفت: مردي آبرومندم و مدتي است تهيدست شده‌ام، دختري دارم كه او را شوهر داده‌ام، اينك دو سال است از خوراك و لباس خود ذخيره مي‌كنم تا براي او جهيزيه تهيه كنم. ديشب همسرم مي‌گفت بايد براي دختر لحاف و بالش تهيه كني، هر چه خواستم او را منصرف كنم، قبول نكرد ناچار گفتم فردا دست مرا بگير و از خانه بيرون ببر تا از بين شما بيرون بروم. از اين سخنان اشك‌هاي صاحب بر دامنش ريخت و گفت: اجازه بده تا من تمام جهيزیه دخترت را فراهم كنم.او هم چنین برای شوهر دختر نیز شغلی داد.

مورخين نقل كرده‌اند امام صادق (ع) شب هنگام انباني را پر از نان و گوشت و ذرت بردوش خود مي‌گرفتند و به خانه فقراي مدينه رفته و برايشان قسمت مي‌كردند آن چنان كه كسي آن حضرت را نمي‌شناخت، چون حضرت از دنيا رحلت فرمود ديگر كسي به در خانه فقرا نيامد فهميدند كه آن شخص حضرت صادق بوده است.


[1] . علامه مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دار صادر، ج  ج 72،  ص 50.

[2] بقره/246

[3]. من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 269.

[4] .مدينة البلاغه، ج 2، ص 499.

[5] . علامه مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دار صادر، ج 93، ص 137.

صدقه و آثار اجتماعي و معنوي آن http://nooronalanoor.ir/content/view/13241/55/

 

13 ارديبهشت 1389 ساعت 22:57

يكي از آموزه هاي دستوري قرآن، صدقه است. در بسياري از روايات، صدقه با دو اثر جذب منفعت و دفع بلامورد تاكيد قرار گرفته است. از اين رو صدقه دادن در هر روز به ويژه براي دفع بلاو رفع گرفتاري ها به عنوان مستحب معرفي شده و از مومنان خواسته شده تا با صدقه دادن خود را بيمه كنند.

 در اين نوشتار كوتاه نويسنده با نگاهي به آيات قرآني كوشيده است تا آثار متعدد و متنوع صدقه دادن را تبيين كند. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.

شخصيت اجتماعي انسان
انسان موجودي اجتماعي است. خاستگاه اجتماعي بودن انسان هر چيزي كه باشد، نمي تواند اجتماع گرايي انسان را از حالت طبيعي بودن بيرون برد. به اين معنا كه انسان به گونه اي آفريده شده كه نمي تواند به دور از اجتماع زندگي كند.
كوچك ترين واحد اجتماعي كه انسان بدان نياز دارد، واحد خانواده است كه تركيبي از زن و شوهر است؛ زيرا همان گونه كه قرآن تبيين كرده است، زوجيت اصل جاري در جهان است و هر موجودي در جهان به صورت جفت آفريده شده و اين خود بدان معناست كه اجتماع امري طبيعي و تكويني است كه از آن گريزي نيست.

با اين همه انسان به سبب شرايط خاص وجودي و زيستي، به گونه اي آفريده شده كه نياز با هم بودن در وي تقويت شده و نمي تواند به دور از اجتماع نه تنها به كمال برسد بلكه نمي تواند زندگي كند. از اين رو مي كوشد تا به هر شكلي شده به اجتماع پيوند بخورد.
گرايش ذاتي انسان به اجتماع موجب مي شود كه هرگونه واگرايي اجتماع امري ناپسند، زشت و ضدطبيعت عادي شمرده شود و كساني كه از اجتماع گريزان هستند به عنوان انسان هاي بيمار و دور از شخصيت انسان طبيعي شناخته شوند.
علل و عوامل دروني و بيروني موجبات واگرايي انسان از اجتماع مي شود، چنان كه علل و عوامل دروني و بيروني موجب افزايش همگرايي اجتماعي شده و تمايل و گرايش افراد را به اجتماع تقويت مي كند. يكي از مهم ترين علل و عوامل همگرايي اجتماعي برآورد نيازها و پاسخ به خواسته هاي عاطفي و مادي يك ديگر است. از اين رو در جامعه پذيري بر آن تاكيد مي شود و به كودكان و نوجوانان آموزش داده مي شود تا چگونه نيازهاي عاطفي و مادي يك ديگر را برآورده ساخته و همدل و هميار و همكار يك ديگر باشند.

قرآن به سبب اين كه كمال انساني را در همگرايي اجتماعي مي داند و انسان را در قالب انسان اجتماع تصوير و ترسيم مي كند، علل و عوامل همگرايي را مورد توجه ويژه قرار داده و راهكارها و آموزه هاي شناختي و دستوري چندي را ارايه داده تا اين مساله تحكيم شود. اين گونه است كه تعاون و همكاري در كنار احسان و انفاق و صدقه معنا و مفهوم خاصي در آموزه هاي اسلامي و قرآني يافته است.
اگر انسان كامل را انسان اخلاقي بشماريم، دست يابي به انسان اخلاقي تنها در محيط اجتماع شدني است؛ بر اين اساس مجموعه آموزه هاي اسلامي و قرآني چيزي جز مكارم اخلاقي نيست و ماموريت و فلسفه بعثت همان تبيين مكارم اخلاقي و تكميل آن در جامعه به وسيله آموزش هاي شناختي و تربيتي است. از اين رو پيامبر(ص) مي فرمايد: اني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق، براي اكمال و اتمام مكارم اخلاقي برانگيخته شده ام.
انفاق در كاربردهاي قرآني، ناظر به پاسخ گويي به نيازهاي ديگران در ابعاد عاطفي و مادي است. چنان كه احسان و ديگر فرمان ها و آموزه هاي دستوري نيز اين گونه مي باشد و ناظر به عمل اجتماعي انساني است.

اجتماع و همگرايي در قرآن و اسلام چنان ارزشمند و با اهميت تلقي شده است كه حتي مفهوم ايثار به معناي گذشت از خود براي ديگران، جايگاه خاص يافته و يكي از راه هاي دست يابي به كمال انسانيت و رسيدن به مقام عبوديت ربوبي و خلافت طولي الهي، ايثار دانسته شده است كه اين معنا در سوره انسان (دهر) به خوبي تبيين و تحليل شده و راهكارهاي دست يابي به آن از ابعاد و جهات مختلف بيان گرديده و آثار و پاداش هاي مادي و معنوي از جمله تقرب به خدا و متاله شدن براي آن ذكر شده است.
صدقه يكي از علل و عوامل افزايش همگرايي اجتماعي انسان است كه در قرآن به عنوان راهكاري در اين مسئله مطرح و مورد تشويق و ترغيب قرارگرفته است. در ادامه مقاله ابعاد و آثار اجتماعي و معنوي اين سنت اسلامي بر پايه تحليل قرآني تبيين مي شود.

گستره معنائي صدقه
صدقه، چيزي است كه انسان به قصد قربت از مال خود خارج مي سازد. (مفردات الفاظ قرآن كريم، راغب اصفهاني، ص480)
برخي در تعريف آن گفته اند كه صدقه، مطلق انفاق در راه خداست، چه انفاق از امور واجب چون زكات و خمس باشد و يا امري مستحب باشد. (الميزان، علامه طباطبايي، ج2، 397)
در برخي از آيات قرآني، زكات واجب اموال به عنوان صدقه بيان شده، چنان كه گاه از انفاق نيز به صدقه تعبير مي شود. براين اساس تفاوت معنايي ميان صدقه و انفاق و زكات نيست و مي توان گفت كه صدقه معناي عام و گسترده اي دارد كه شامل هرگونه اخراج مال در راه خدا مي شود.
با اين همه آن چه در اين جا مراد و منظور است تنها مفهوم نخست از صدقه است كه از مفردات راغب نقل شده است. به اين معنا كه مراد ما در اين جا از صدقه تنها مالي است كه شخص به قصد تقرب الي الله به ديگري مي دهد.

ارزش و اهميت صدقه
براي شناخت اهميت و ارزش صدقه مي توان به آثار و كاركردهاي اجتماعي و معنوي و يا همان كاركردهاي دنيوي و اخروي آن اشاره كرد. از اين رو، بازخواني آثار و كاركردهاي صدقه به معناي شناخت ارزش و اهميت صدقه در انديشه اسلامي و فرهنگ قرآني مي باشد.

صدقه ارزشي
چگونه مي توان اخراج مالي را صدقه دانست و براي آن ارزش مادي و معنوي تعيين كرد؟
قرآن، زماني صدقه را ارزشي مي شمارد كه داراي شرايط خاص باشد. به اين معنا كه هر گونه اخراج مال و بخشيدن آن به ديگري نمي تواند مصداق صدقه باشد و بايد ارزش و آثاري را كه تبيين مي شود درپي داشته باشد. از اين رو خداوند در آيه 264 سوره بقره، ايمان به خدا و آخرت را شرط ارزشمندي صدقه مي شمارد و اگر صدقه به قصد تقرب الي الله باشد، آن را از بهترين كارها و ارزشمندترين امور مي داند (بقره آيه280و مجادله آيه12) بر اين اساس آن چه ملاك ارزش گذاري قرار مي گيرد حجم و مقدار صدقه نيست بلكه ارزشمندي صدقه به كيفيت و نيت شخص است.
(
توبه آيه79)

همين شيوه ارزيابي است كه صدقه را در جايگاه بسيار متفاوت قرار مي دهد. اگر شخص با نيت تقرب و شكرگزاري از نعمت به صدقه دادن اقدام كند در جايگاه كسي قرار مي گيرد كه به عبادت صرف و محض پرداخته است. لذا خداوند در آيات 31 و 32 سوره قيامت، صدقه را در كنار نماز قرار مي دهد و همان كاركردهاي نماز را براي چنين صدقاتي برمي شمارد
خداوند صدقه دادن انسان ها مومن را نشانه اي از شكرگزاري شخص در برابر نعمت هاي الهي و پيروي از اوامر او مي شمارد (بقره آيه276). بنابراين نمي توان صدقه را تنها يك امر ساده و معمولي ارزيابي كرد بلكه مي بايست در راستاي عبوديت محض تحليل كرد.

از آن چه گفته شد مي توان به اين نتيجه گيري قطعي رسيد كه صدقه به معناي اخراج صرف مال نيست بلكه مراد از آن اخراج مال به قصد تقرب الي الله است. اين گونه است كه خداوند در آيه 18 سوره حديد و نيز 264 سوره بقره، اخلاص را به عنوان شرط ارزش گذاري صدقات برمي شمارد و هرگونه پاداش و تاثير و كاركردي را مبتني و منوط به اخلاص صدقه دهنده مي داند.
بنابراين، آن چه به معناي كاركردها و يا آثار مادي و معنوي و يا اخروي و دنيوي صدقات در ادامه مطلب مي آيد، در حقيقت تنها زماني است كه شرط اخلاص و تقرب در آن ملحوظ باشد.

كاركردها و آثار صدقات
بي گمان انسان مومن مي كوشد تا با هر كاري خود را به خدا نزديك كند و تقرب به وي را به عنوان اصل اساسي هر عملي قرار مي دهد؛ زيرا خود را فقير ذاتي مي يابد و خداوند را غني بالذات مي شمارد كه اگر بخواهد از هر نقصي به كمال مطلقي برسد مي بايست از راه انجام كارهايي باشد كه مورد رضايت و خشنودي اوست.
بنابراين شدن كمالي و تقرب به خداوند، عامل هر حركتي است كه انسان انجام مي دهد؛ زيرا كمال خويش را در اين تقرب مي جويد و تقرب را نيز تنها در كارهايي مي يابد كه مورد رضايت و خشنودي اوست.
به سخن ديگر، عامل و انگيزه نخست و اصلي براي مومنان در كارهاي خويش تقرب به خداوند است و امور ديگر در درجه دوم اهميت قرار مي گيرد.
گرايش ذاتي انسان به كمال و جست وجوي راه هاي دست يابي به آن، موجب شده كه قرآن آثار و كاركردهاي مربوط به اين حوزه را مقدم بر حوزه هاي ديگر قرار دهد.
مشكل و دغدغه اصلي انسان مومن در زندگي خويش اين است كه كاري نكند كه خداوند از وي ناخشنود گردد و يا كاري انجام دهد كه خشنودي او را سبب شود.
خداوند، در آيه 271 سوره بقره صدقه دادن را عاملي مهم براي محو گناهان انساني مي شمارد تا اين گونه فرصتي به بشر بدهد تا خود را از هر گونه زشتي و گناه تخليه كند.
چنين مومن فرصت مي يابد تا پس از تخليه و تكفير گناهان خويش، گام در طهات نفس بردارد و به پالايش روح و روان خويش از هرگونه آلودگي ها دست يابد.(مجادله آيه 12)
بنابراين مي توان گفت كه دو كاركرد اساسي صدقه دادن، تخليه و تحليه (خالي شدن از گناهان و آراسته شدن به فضايل) است. به اين معنا كه انسان را از هرگونه پليدي و گناه شست و شو داده و پالايش مي كند و اجازه مي دهد تا خيراتي كه از سوي خداوند نازل مي شود آثار خود را به خوبي نشان دهد. از اين رو خداوند در آيه 276 سوره بقره صدقه دادن را عامل بركت و افزايش توانمندي هاي مادي و معنوي براي رشد و تعالي بشر معرفي مي كند و در آيات 271 و 280 سوره بقره و نيز 18 سوره حديد و 12 سوره مجادله، تاثير و بازگشت هرگونه آثار مثبت را به صدقه دادن منوط مي كند.
انسان با طهارت نفسي كه از راه صدقه دادن كسب مي كند و نيز بركت يابي از طريق صدقه، گامي بلند براي تقرب به خدا برمي دارد و در نزد خداوند محبوب مي شود و از آثار محبت خداوند بهره مند مي شود.
يكي از آثار جلب و جذب محبوبيت خداوند، قرار گرفتن در گروه صالحان است. (توبه آيه 75 و منافقون آيه 10)
ورود به جرگه صالحان به معناي آن است كه چنين شخصي داراي كاركردهاي اجتماعي است و نقش خود را در جامعه به خوبي ايفا مي كند؛ زيرا صالح در كاربردهاي قرآني به كسي گفته مي شود كه اعمال و رفتار وي در حوزه هاي فردي و اجتماعي براساس اصول هنجاري باشد و برخلاف اصول عقلاني و عقلايي و شرعي، عملي را انجام ندهد.
به سخن ديگر، انسان پس از طهارت يابي دروني و تزكيه باطن، در شرايطي قرار مي گيرد كه در عمل اجتماعي و رفتارهاي بيروني در مسير كمالي قرار مي گيرد.
خداوند در آيات278 و 280 سوره بقره، بخشش بدهي وامدار تهيدست را از مصاديق صدقه و امري پسنديده معرفي مي كند. اين، بخشي از كاركرد اجتماعي صدقه است. به اين معنا كه شخص را در مسير همدلي و همگرايي اجتماعي قرار مي دهد كه از راه گذشت و بخشش بدهي وامدار تهيدست به دست مي آيد.
از ديگر مصاديقي كه قرآن براي صدقه برمي شمارد مي توان به بخشش خون بها از سوي خانواده مقتول (نساء آيه92) و عفو از قصاص و چشم پوشي بدون دريافت بهايي در برابر آن (مائده آيه45) اشاره كرد كه ناظر به مسايل اجتماعي است.
انسان با اين گونه اعمال مي تواند هم حافظ آبرو و حيثيت اشخاص باشد (بقره آيه263 و آيات ديگر) و هم زمينه حفظ آبروي خويش با جلب محبت و رضايت خداوندي را فراهم آورد؛ زيرا خداوند آبروي كسي را حفظ مي كند كه آبروي مومني را حفظ كند.

صدقه در روايات
در روايات صدقه به عنوان امري مستحب چنان مورد تاكيد قرار گرفته است كه مي توان آن را در زمره مستحبات موكد برشمرد.
«
امام صادق(ع) فرمود: براي شيطان هيچ چيز از صدقه دادن مومن گران تر نيست. و صدقه قبل از آن كه به دست بنده برسد، در دست پروردگار متعال قرار مي گيرد.» (وسايل الشيعه، ج9، ص406)
آن حضرت(ع) در بيان ارزش و اهميت صدقه دادن به اين نكته اشاره مي كند كه صدقه از چيزهايي است كه خداوند خود به طور مستقيم آن را از بنده مي پذيرد و پيش از آن كه دست سائل به آن برسد در دستان خداوند قرار مي گيرد. در يكي از فرمايش هاي آن حضرت(ع) آمده است كه: «خداي متعال چيزي را خلق نكرد مگر آن كه براي آن نگاهباني است كه آن را نگه مي دارد، مگر صدقه كه خداي متعال خودش آن را نگه مي دارد و پدرم وقتي صدقه مي داد، آن را در دست سائل قرار مي داد، پس آن را از وي مي گرفت و مي بوسيد و مي بوييد، سپس آن را به سائل برمي گرداند
اين مضمون در روايات ديگر هم وارد شده و شخص بايد بداند كه صدقه در دست چه كسي قرار مي گيرد؛ از اين رو نه تنها منت گذاري و تكبر در هنگام صدقه دادن امري ناپسند شمرده شده، بلكه هرگونه آزار و منت گذاري در واقع، منت نهادن بر خداوند بلندمرتبه است. بنابراين انسان مي بايست همواره مواظبت نمايد تا مبادا آزار و منتي از سوي وي واقع شود؛ زيرا تواضع و فروتني از سوي صدقه دهنده به معناي خضوع نسبت به پروردگار است.
در روايات آمده است كه هر كس صبح صدقه بدهد، از بلاهاي آسماني در آن روز مصون مي ماند و اگر در اول شب صدقه دهد، از بلاهاي آسماني در آن شب در امان مي ماند، و اگر كسي خانواده مسلماني را كفايت نمايد، گرسنگي شان را رفع نمايد، بدن آنها را بپوشاند و آبروي آنها را حفظ كند، از هفتاد حج برتر است.
امام باقر از علي بن ابيطالب- عليهما السلام- نقل مي كند كه: آن حضرت فرمود: روزي يك دينار انفاق كردم، رسول خدا(ص)- به من فرمود: آيا نمي داني كه صدقه مومن از دستش بيرون نمي رود، تا آنكه از دهان هفتاد شيطان آزاد گردد (همه گويند: نده!) و در دست سائل قرار نگيرد، تا نخست در دست خداي بزرگ قرار گيرد، آيا خداوند چنين آيه اي نفرموده: آيا ندانسته اند كه اين فقط خداست كه توبه را از بندگانش مي پذيرد و صدقات را مي گيرد. (اما علمت ان صدقه المومن لاتخرج من يده حتي يفك بها عن لحي سبعين شيطانا و ما يقع في يد السائل حتي يقع في يد الرب تبارك و تعالي الم يقل هذه الايه: الم يعلموا ان الله هو يقبل عن عباده و ياخد الصدقات. سوره توبه، آيه104، بحار، ج96، ص.127)
براي صدقه واجب يا مستحب، فوائد بسياري است كه از خلال روايات و آيات استفاده مي شود:
1-
پاداش زياد اخروي، چنانكه از پيامبر اكرم(ص) نقل شده: آگاه باشيد هر كه انفاق نمايد به صدقه اي، براي اوست به وزن هر درهم، مانند كوه احد از نعمت هاي بهشت.(1)
2-
صدقه در دست پروردگار قرارگيرد، چنانكه از امام صادق(ع)- نقل شده كه فرمود: هيچ چيزي نيست مگر آنكه فرشته اي بر آن موكل است، جز صدقه، چه آنكه آن در دست خدا واقع مي شود.(2)
3-
با صدقه مال كم نخواهد شد، همانطور كه از موسي بن جعفر(ع) از پدران بزرگوارش از پيامبر اكرم(ص) نقل شده كه فرمود: هيچگاه مال انسان با صدقه كم نخواهد شد، پس بدهيد و نترسيد.(3)
4-
كمر شيطان را مي شكند.(4)
5-
مرگ بد را دفع مي كند. (5)
6-
عمر را زياد مي نمايد.(6)
7-
روزي را زياد و فقر را برطرف سازد.(7)
8-
شفا و دواي مريض است.(8)
9-
از خطر خرابي محفوظ ماند.(9)
10-
خانه و شهر را آباد سازد.(10)
11-
قضاء حتمي آسماني را برطرف كند.(11)
12-
از اذيت درنده نگهداري نمايد، چنانكه از حضرت رضا(ع) نقل شده: در زماني بني اسرائيل قحطي شديدي ساليان پي درپي پديد آمد، در نزد زني لقمه ناني بود، آن را در دهان گذاشت، سائلي او را صدا زد، زن گفت: در چنين وقتي ببخشم؟ آن را از دهان بيرون آورد و به سائل داد كه ناگهان بچه كوچك او، در بيابان مورد حمله گرگ قرار گرفت، او را در دهان گرفت و فرار كرد. مادر بدنبال آن مي دويد و فرياد مي زد، پروردگار جبرئيل را فرستاد، بچه را از دهان گرگ گرفت و به مادر تحويل داد، فرمود: آيا خوشنود شدي؟ اين لقمه بجاي آن لقمه است.(12)
13-
مال انسان را از تصرف اشرار حفظ مي كند، چنانكه از پيامبر اسلام(ص) روايت شده، هر كه در حالت اختيار، مال خود را از خوبان دريغ دارد، خداوند در حال اضطرار، مال او را نصيب اشرار كند.(13)
14-
هفتاد در از شر و بدي را مي بندد.(14)
15-
تجارت سودمندي است، چه در دنيا و چه در آخرت، چنانكه از علي(ع) روايت شده: هرگاه گرسنه شديد، با خدا بوسيله صدقه سودا كنيد.(15)
رسول اكرم(ص) فرمود: ان علي كل مسلم في كل يوم صدقه ، قيل: من يطيق ذلك؟
قال (ص): اماطتك الاءذي عن الطريق صدقه ، و ارشادك الرجل الي الطريق صدقه ، و امرك بالمعروف صدقه ، و نهيك عن المنكر صدقه ، و ردك السلام صدقه
همانا برعهده هر مسلماني است كه در هر روز صدقه دهد، عرض شد: چه كسي توان انجام اين كار را دارد؟ فرمود: اگر در مسير و راه آنچه موجب اذيت رهگذر باشد برطرف سازي صدقه است، و راه نشان دادن به راهگذر صدقه است، و عيادت كردن مريض صدقه است، و امر به معروف و نهي از منكر صدقه است، و جواب سلام صدقه است. (بحارالانوار، ج 72، ص 05)
در اصول كافي آمده است: خداوند فرموده من براي هرچيز وكيلي قرار داده ام جز صدقه كه خودم با دست خود مي گيرم، حتي شخصي كه يك دانه خرما يا نصف خرما را صدقه مي دهد من آن را تربيت مي كنم، مانند كسي كه بچه خويش را تربيت مي كند، درنتيجه آن يك دانه و نصف دانه در روز قيامت مي آيد و به اندازه كوه احد يا بزرگتر از آن جلوه مي كند. (تفسير احسن الحديث، ج 4، ص 403)
در حديث ديگري مي خوانيم كه مستحب است مريض با دست خود صدقه بدهد. صدقه دادن، فقر و نداري را دفع مي كند و برخلاف ظاهر آن، كه از دست دادن مالي است، خود عامل جلب و جذب نعمت و رهايي از فقر و بينوايي است. از اين رو از امام باقر(ع) نقل شده است: «نيكي و صدقه، فقر را دور مي كند...»
اين مطلب ريشه قرآني دارد؛ از نظر قرآن كريم انفاق در اره خدا، تجارتي پرسود و معامله اي ارزشمند است؛ زيرا افزون بر اين كه موجب جلب پاداش هاي عظيم و رسيدن به بهشت الهي مي شود، انسان را از هول و هراس قيامت ايمن نموده و موجب نجات از عذاب دردناك الهي مي شود؛ در دنيا نيز موجب رهايي از فقر و افزايش نعمت و بركت مي شود كه در آيات پيش گفته به روشني برآن تصريح شده است.

 

فرشته محيطي


پى‏نوشت‏ها:
1-بحار، ج 96، ص511.
2-
ما من شيء الاوكل به ملك الاالصدقه فانها تقع في يدالله، بحار، ج 96، ص 721.
3-
و ما نقص مال من صدقه قط فاعطوا و لاتجبنوا. بحار، ج69، ص 131.
4-
والصدقه تكسر ظهره. بحار، ج 69، ص 411.
5-
الصدقه تمنع ميته السوء، بحار ج 69، ص 421.
6-
بحار، ج 69، ص 911.
7-
استنزلوا الرزق بالصدقه، بحار، ج 69، ص 811، البر والصدقه ينفيان الفقر همان مدرك، ص 911.
8-
داووا مرضاكم بالصدقه، بحار، ج 69، ص 021.
9-
دفع الله عزوجل عنه الهدم. بحار، ج 69، ص 421.
10-
ان الصدقه و صله الرحم تعمران الديار. بحار، ج 69، ص 031.
11-
تدفع القضاء المبرم من السماء بحار، ج 69، ص 031.
12-
لقمه بلقمه ، بحار، ج 96، ص 421.
13-
من منع ماله من الاخيار اختياراً صرف الله ماله الي الاشرار اضطراراً. بحار، ج 96، ص 131.
14-
قال النبي- صلي الله عليه و آله-: الصدقه تسد سبعين بابا من الشر. دعوات راوندي.
15-
اذا املقتم فتاجروا الله بالصدقه. نهج البلاغه، ص 852، حكم.

آیتم های مرتبط جدیدتر

·         صدقه و انفاق و شرايط آن به عنوان يك ارزش: http://www.emdad.ir/mosharekatha/m-faqr.asp

در آيات و روايات مختلفي امر به انفاق و فرهنگ سازي آن در جامعه شده است، چرا كه اين كار باعث ارتباط فرد با خالق خود و سبب مشاركت وي در كار خير شده و علاوه بر اجر اخروي كه تأكيد زيادي بر آن شده، در اين دنيا از نظر روحي و رواني، سبب تحول وي خواهد شد. در اين راستا خداوند متعال هر كمكي را انفاق ندانسته است. آنچه حضرت باريتعالي و ائمه معصومين به عنوان انفاق در راه خـدا دانستـه اند ، شرايطي دهگانه داشته كه ذيلاً به آنها اشاره مي كنيم:

شرط اول: انفاق و صدقه از اموال باشد ، يعني مالي نباشد كه از راه حرام يا خيانت به دست آمده اسـت. پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: خداوند هيچ انفاقي را كه از طريق خيانت است نمي پذيرد (تفسير مجمع البيان سوره مائده آيه 27)

شرط دوم: انفاق و صدقه بايد از اموال خوب و سالم باشد، نه از اموال نامطلوب و بي ارزش. خداوند مي فرمايد: اي كسانيكه ايمان آورده ايد، از قسمتهاي پاكيزه اموالي كه به دست آورده ايد، انفاق كنيد و به سمت قسمتهاي ناپاك نرويد، زيرا خود شما هم حاضر نيستيد آنها را بپذيريد. (سوره بقره آيه 267)

شرط سوم:‌ انفاق زماني داده شود كه انفاق كننده به زندگي اميد داشته باشد، زيرا در حالت اول انفاق برخواسته از ميل، رغبت و اعتقاد فرد است. امام صادق (ع) مي فرمايد: درهمي كه در حال سلامتي صدقه بدهيد، بهتر است از اينكه در زمان مرگ بنده اي را آزاد كني .

شرط چهارم: انفاق بايد به نيازمندان واقعي داده شود، يعني به افرادي كه سخت به آن نيازمندند. خداوند تبارك و تعالي در سوره بقره آيه 273 مي فرمايد: انفاق شما مخصوص نيازمنداني است كه در راه خدا در تنگنا قرار گرفته اند.

اين افراد شامل:

الف: كسانيكه به علت توجه به خداوند آنها را از وطن دور ساخته اند.

ب: شركت در ميدان جنگ اجازه تأمين معاش را به آنان نداده است.

ت: به علت عدم دارايي و سرمايه به مسافرت نمي روند و توان تأمين معاش را ندارند.

ج: از شدت خويشتن داري، افراد ناآگاه، آنها را بي نياز مي پندارند.

د: هرگز با اصرار از مردم كمك دريافت نمي كنند.

ه: اگر چه سخني از حال خود نمي گويند، ولي چهره هايشان نشان از رنج و درد دارد.

شرط پنجم: انفاق بايد مخفي داده شود. خداوند متعال در سوره بقره آيه 271 مي فرمايد: هر گاه آنها را مخفي ساخته و به نيازمندان بدهيد، براي شما بهتر است.

به استناد آيات مي توان انتظار داشت كه انفاق به دو صورت مخفي و آشكار مي باشد كه به هر دوي آنها اشاره شده، آنجا كه امر به پرداخت آشكار صدقه و انفاق است، همان صدقات واجب يا خمس و زكات است و آنجا كه امر به مخفي نمودن آن نموده همان صدقات مستحب است. از مهمترين دلايل آشكار بودن صدقات واجب اين است كه از اتهام مردم به اجابت صدقات جلوگيري نمايد، همچنين ديگران به انجام اداي واجبات تشويق شوند.

شرط ششم: صدقه و انفاق همراه با منت نباشد. خداوند متعال در سوره بقره آيه 264 مي فرمايد: اي كساني كه ايمان آورده ايد ، بخششهاي خود را با منت و آزار باطل نكنيد.

شرط هفتم: انفاق و صدقه بايد توأم با اخلاص و خلوص نيت بوده و همراه با ريا نباشد . خداوند در سوره بقره آيه 265 مي فرمايد: مؤمنان كساني هستند كه اموالشان را براي جلب خشنودي خدا انفـاق مي كنند.

شرط هشتم: انفاق كننده هرگز خود را مالك حقيقي تصور نكرده باشد، بلكه خود را واسطه ميان خدا و خلق بداند و همچنين آنرا كوچك شمارد، اگر چه بـزرگ باشـد . خداونـد در سـوره حديـد آيـه 7 مي فرمايد: انفاق كنيد از آنچه خداوند شما را نماينده خود در آن قرار داده است.

شرط نهم: انفاق و صدقه از اموالي باشد كه به آن دلبسته و مورد علاقه اوست. خداوند در سوره آل عمران آيه 12 مي فرمايد: هرگز به نيكوكاري نمي رسيد مگر اينكه از آنچه دوست مي داريد در راه خدا انفاق كنيد.

در سوره حشر آيه 9 مي فرمايد: آنها ديگران را بر خود مقدم مي دارند، هر چند خود شديداً نيازمند باشنـد.


فايده هاي انفاق و صدقه:

به طور كلي صدقه سبب مي شود افراد اجتماع از هلاكت و نابودي رهايي يافته و جامعه اي با شكوه و پابرجا داشته باشند. از طرفي موقعي كه اين فريضه در جامعه فراموش شود و ثروتها در دست عده اي خاص قرار گيرد، جمع كثيري محروم و مستضعف به وجود مي آيد كه به علت تنگدستي و فشارهاي وارده بر آنها، سبب بروز انقلاب و اضمحلال دولتها و سقوط سرمايه داران خواهد شد. لذا صدقه دو فايده اساسي دارد: اول:‌فايده اجتماعي و دوم: فايده فردي.

فايده اجتماعي صدقه: يكي از بزرگترين مشكلات جوامع امروزي اختلاف طبقاتي بين افراد جامعه بوده كه با پيشرفتهاي صنعتي اين فاصله روز به روز بيشتر شده، بدين صورت كه در يك طرف عده اي فقير و تهيدست و در مقابل تراكم ثروت و سرمايه داري. لذا انفاق به عنوان هديه الهي به نوع بشر سبب حل مشكل اختلاف طبقاتي شده و در جوامعي كه اين فريضه رواج پيدا مي كند، از دلهره، اضطراب، بدبيني، دشمني و جنگ و ستيز طبقات حرفي به ميان نمي آيد.

فايده فردي انفاق و صدقه: آنچه كه از آيات و روايات برداشت مي شود، اين است كه صدقه علاوه بر فايده اجتماعي، فوايد فردي و شخصي هم داشته كه در زير به چند مورد آن اشاره مي كنيم:

1- صدقه هفتاد نوع مرگ بد را دفع مي كند . امام صادق (ع) مي فرمايد: نيكي و صدقه هفتاد نوع مرگ بد را از صاحبانشان دفع مي كند.

2- صدقه هفتاد نوع شر و بلا را دفع مي كند. پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: صدقه از صاحبش آفات دنيا و عذاب در روز قيامت را دفع مي كند.

3- انفاق و صدقه فقر را زائل و عمر را طولاني مي كند. امام صادق (ع) مي فرمايد: نيكوكاري و صدقه فقر را از بين برده و عمر را طولاني مي كند.

4- صدقه كليد روزي است. امير مؤمنان، حضرت علي (ع) مي فرمايد: با صدقه روزي خود را از خدا دريافت كنيد، هر كس يقين به جايگزيني دارد از صدقه پرهيز نمي كند.

5- خداوند در مقابل مالي كه صدقه داده مي شود عوض مي دهد. خداوند متعال در سوره سبا آيه 39 مي فرمايد: هر چيزي را انفاق كنيد ، جاي آن را پر مي كند و او بهترين روزي دهندگان است.

6- انفاق و صدقه باعث بي نيازي، فراواني و بركت اموال مي شود. امام صادق (ع) مي فرمايد: صدقه دهيد زيرا صدقه مال را زياد مي كند.
 

 

پاسدار اسلام :: تیر 1381، شماره 247 http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=3421&id=16327

سخنان معصومین صدقه، ذخیره ای الهی

رسول الله (ص) : «التواضع لایزید العبد الا رفعة فتواضعوا یرفعکم الله، و العفو لایزید الا عزا فاعفوا یعزکم الله، والصدقة لاتزید المال الا کثرة فتصدقوا یرحمکم الله »

فروتنی جز والایی برای بنده نیفزاید، پس فروتنی کنید، تا خداوند شما را برتری بخشد و گذشت، جز عزت (ارجمندی) نیفزاید پس گذشت کنید تا خداوند شما را عزیز گرداند، و صدقه دادن، جز فراوانی مال نیفزاید، پس صدقه دهید تا خداوند شما را رحمت کند. (مجموعه ورام، ج 1، ص 244)

رسول الله (ص) : «ان الصدقة علی ذی القرابة یضعف اجرها مرتین »

پاداش صدقه ای که به نزدیکان و خویشان داده می شود دو برابر است. (کنزالعمال، حدیث 16226)

رسول الله (ص) : «تصدقوا و داووا مرضاکم بالصدقة، فان الصدقة تدفع عن الاعراض والامراض و هی زیادة فی اعمارکم و حسناتکم » . صدقه دهید و بیماران خود را با دادن صدقه درمان کنید، زیرا صدقه پیشامدهای ناگوار و بیماری ها را دور می کند و بر عمر و نیکی های شما می افزاید.

امام علی (ع) : «تصدقوا باللیل فان صدقة اللیل تطفی ء غضب الرب جل جلاله »

شب صدقه دهید، صدقه شبانه غضب خدا را فرو می نشاند. (مواعظ العددیة)

امام علی (ع) : «انفقوا مما رزقکم الله فان المنفق بمنزلة المجاهد فی سبیل الله فمن ایقن بالخلف جاد و سخت نفسه بالصدقة »

از آن چه خدا روزی شما کرده انفاق کنید که انفاق کننده مثل مجاهد در راه خداست. هر که بداند خدا عوض می دهد، سخاوتمندانه می بخشد. (مواعظ العددیه)

امام علی (ع) : «استنزلوا الرزق بالصدقة »

با دادن صدقه روزی را فرود آورید. (کلمات قصار، 137)

امام علی (ع) : «الصدقة جنة عظیمة من النار للمؤمن، و وقایة للکافر من ان یتلف ماله، یعجل له الخلف و یدفع عنه البلایا و ماله فی الآخرة من نصیب

صدقه سپر بزرگی است برای مؤمن در برابر آتش و برای کافر مانع اتلاف مال است، در دنیا عوض می گیرد، مانع بلاست و در آخرت بهره ای ندارد. (مواعظ العددیة)

امام علی (ع) : «و صدقة السر فانها تکفر الخطیئة و صدقة العلانیة، فانها تدفع میتة السوء»

صدقه دادن نهانی گناه را پاک و صدقه دادن آشکار مرگ بد را باز دارد. (نهج البلاغه، خطبه 110)

امام سجاد (ع) : «و حق الصدقة ان تعلم انها ذخرک عند ربک عزوجل و ودیعتک التی لاتحتاج الی الاشهاد علیها فاذا علمت ذلک کنت بما تستودعه سرا اوثق منک بما تستودعه علانیة و تعلم انها تدفع البلایا و الاسقام عنک فی الدنیا و تدفع عنک النار فی الآخرة » حق صدقه این است که بدانی ذخیره و امانتی است که به خدا می سپاری و نیازی به شاهد و گواه ندارد. اگر این حقیقت را دریافتی به صدقه پنهانی مطمئن تر خواهی شد تا صدقه علنی و می فهمی که در دنیا بلاها و بیماری ها را دفع می کند و در آخرت جلوگیر آتش است. (تحف العقول)

امام صادق (ع) : «صدقة یحبها الله: اصلاح بین الناس اذا تفاسدوا و تقارب بینهم اذا تباعدوا

صدقه ای که خداوند آن را دوست می دارد، اصلاح میان مردم است، به هنگام راه یافتن فساد به میان ایشان، و نزدیک کردن آنها به یکدیگر است زمانی که از هم دوری گزیده اند. (کافی، ج 2، ص 209)

 


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 3/6/1389 - 18:25:40

نظر شما

آثار و بركات صدقه برای وجود مقدس امام زمان (ارواحنا فداه)

آثار و بركات صدقه برای وجود مقدس امام زمان (ارواحنا فداه)

 

۰۴ خرداد ۱۳۸۵

یکی از اعمالی که به آن بسیار اهمیت داده شده است، صدقه برای حفظ وجود مقدس امام زمان (ارواحنا فداه) بوده است چون یکی از تکالیف زمان غیبت صدقه دادن است به آنچه که میسر است برای حفظ وجود مبارک امام زمان (ارواحنا فداه).
به طور کلی صدقه آثاری دارد... یکی اینکه صدقه نمایشگر صداقت ایمان مومن است که با انجام آن نشان می دهد تا چه حد در وادی ایمان و خداپرستی صادق است و از این طریق رفع نیازمندیهای مومن می گردد و سبب پیدایش رفاه عمومی می گردد و همچنین صدقه یکی از عوامل سازندگی انسان نیز هست چنانکه قرآن می فرماید:
ای رسول ما، تو از مومنان صدقات را دریافت کن تا بدان صدقات نفس آنها را پاک و پاکیزه سازی. مومن صدقه را باید برای خود یا برای فایده و غرضی که در نظر دارد بدهد و یا برای حفظ نفس خود و یا محبوب و عزیزی که بسیار نزد او گرامی است دهد و چه محبوبی بالاتر از امام زمان (عج) که اصلاح بسیاری از اموردینی و آخرتمان متوقف به وجود و سلامتی آن حضرت است و این مطلب به دلیل عقل و نقل ثابت است که هیچ شخصی عزیزتر و گرامی تر نیست و نباید باشد مگر وجود مقدس امام زمان (عج) تعالی فرجه الشریف بلکه امام باید محبوبتر از شخص خودمان باشد و اگر چنین اعتقادی نداشته باشیم در ایمان و معرفتمان نسبت به آن حضرت ضعف و خللی وجود دارد.

سیدبن طاووس رحمه الله به ما سفارش کرده و می فرماید:
ابتدا برای حضرت مهدی (عج) صدقه بده قبل از اینکه برای خود و عزیزانت صدقه بدهی. باید توجه داشت که آن حضرت هیچ نیازی به صدقه دادن ما ندارد بلکه از شئون بندگی و ادای بعضی از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود یک نوع اظهار محبت و دوستی به آن حضرت است و این عمل راه و سببی است برای جلب رضای پروردگار و حلول قرب به خداوند در قضای حوایج و دفع بلا.

از آثار صدقه به انفاق کنندگان آن می رسد مخصوصاً اگر انفاق برای اظهار محبت و دعا برای وجود مقدس امام زمان (ع) باشد.
سیدابن طاووس می نویسد: ایامی که در مدرسه علمیه بعثت سکونت داشتم طلبه ای که نزد من موثق بود راجع به صدقه برای وجود نازنین امام زمان (ارواحنا فداه) می گفت:
شبی از حرم حضرت رضا (ع) به طرف مدرسه می آمدم در آن شب بسیار برای امام زمان (عج) دعا کردن و در فراقش اشک ریختم در وقت برگشتن از حرم به بازار سرشور رسیدم که فقیری جلوی مرا گرفت و از من چیزی خواست هر چه دست در جیب لباسهایم کردم چیزی پیدا نکردم مگر یک پنج ریالی آن را با آنکه کم بود با شرمندگی به آن فقیر دادم و نیت کردم که این صدقه برای حفظ وجود مقدس امام زمانم باشد.

فردای آن شب هنگامی که برای حضور در درس به بازار سرشور رسیدم یکی از کسبه ها که قبلاً مرا می شناخت تا چشمش به من افتاد مرا با صدای بلند صدا زد، وقتی که نزد او رفتم گفت: دیشب چه عملی را انجام دادم؟!
گفتم مگر چه شده است: گفت: دیشب در عالم رویا دیدم حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) سوار بر اسب سفیدرنگی هستند و وارد بازار سرشور شدند و جمعیتی در پشت سر آن حضرت در حرکت بودند که فرمودند: آمده ام جزای احسان فلان طلبه را بدهم (واسم تو را بردند)
و همچنین سیدبن طاووس، رحمه الله در ضمن دعاییکه برای صدقه دادن در وقت صفر است می فرماید: خدایا! این (صدقه) از آن و برای تو است و صدقه ای برای سلامتی مولایمان م ح م د – عجل الله تعالی فرجه – می باشد، و بر او درود بفرست آن هنگام کرده سفر است و در تمام حرکتها و استراحتهایش، در تمامی اوقات شب و روزش و صدقه ای است برای هرچه که متعلق به اوست.
یاد و توجه به امام زمان (عج) فریاد رس درماندگان.
سیدبن طاووس رحمه الله – معتقد بوده که مومن در هنگام روی آوردن شرایط و بلایا و امراض و هوسها و بلاخص در موقع روی آوردن شبهات و فتنه های باید به آن حضرت پناه برد و استمداد و کمک خواست که اوست الکهف الحصین و غیاث المضطرالمستکین.
یعنی پناهگاهی است که حصین دارد و حفظ می کند از خطرات و هر کس که مضطر شده و به مسکنت دچار گردیده اوست فریادرس درمانده و بیچاره ها.

و اوست مفزع العباد فی الواحیه الفاد: یعنی در گرفتاریهای سخت محل پناه و مفزع بندگان خداوند است لذا یکی از القاب شریف آن حضرت غوث است یعنی فریادرس.
ابوالوفاء شیرازی از حضرت رسول (ص) نقل می کند که فرمود: هرگاه درمانده و گرفتار شدی و به نهایت شدت رسیدی پس استغاثه کن به حجت (ارواحنا فداه) در او ترا درمی یابد و نجات می دهد و او فریادرس و پناه است از برای هر کس که به او استغاثه کند پس بگو:
یا مولای یا صاحب الزمان انا مستغیث بک.
لذا نقل شده که هرگاه مضطر شدی و راه را گم کردی آن حضرت را به این نام یاد کن.

چنانکه ابوبصیر از حضرت امام جعفر صادق (ع) نقل می کند که فرمود: هرگاه گم شدی در راه، پس فدا کن یا بگو یا صالح، و یا اباصالح ارشدونا الی الطریق رحمکم الله. عبید بن حسین زرندی که وادی خبر است از علی بن ابی حمزه می گوید: این بلا به ما رسیده یعنی راه گم کردیم، به بعضی از کسانی که با ما بودند امر نمودیم به اینکه از ما دور شوند و این نام را ندا کنند پس دور شدند و ندا کردند آنگاه نزد ما برگشتند و خبر دادند که صدای نازکی را شنیدند که می فرماید: راه طرف راست است و یا گفت: سمت چپ است، پس ما به آن طرف که فرموده بود رفتیم و راه را پیدا کردیم.

و همچنین علامه مجلسی رحمه الله می فرماید: میراسحاق استرآبادی رحمه الله در بیابان گم می شود و از زندگی مایوس می گردد به حضرت بقیه الله ارواحنا فداه متوسل می شود و آن غوث العظم، و ولی عصر و زمان را می خواند تا اینکه مورد لطف و مرحمت آن حضرت واقع می گردد و نجات پیدا می کند. به این جهت بین مردم معروف می شود.

علامه مجلسی رحمه الله می فرماید: پدرم برایم نقل کرد که: در زمان ما مرد شریف و نیکوکاری بود که چهل حج پیاده رفته بود و در میان مردم مشهور و معروف بود که طی الارض دارد.
اتفاقاً در سالی به اصفهان آمد و بر ما وارد شد روزی از او پرسیدم: این طی الارض که در حق شما می گویند آیا صحت دارد یا آنکه واقعیت ندارد.

جواب داد: واقعیت ندارد و علت آن این است که: در یکی از سالها با کاروانی به مکه رفتم تا آنکه در جایی رسیدیم که از آن مکان تا به شهر مکه هفت منزل مسافت بود اتفاقاً من به خاطر کاری که داشتم از حجاج عقب افتادم و قافله از نظر من دور شد من تنها ماندم و راه را هم گم کردم حیرات و سرگردان و هراسان در میان بیابان ماندم و چون برای پیدا کردن راه بسیار به اطراف دویدم تشنگی بر من غلبه کرد.
با اینکه امیدی به زنده ماندن نداشتم با صدای بلند به حالت استغاثه فریاد زدم: یا اباصالح ادرکنی و اغثنی یعنی یا اباصالح یا صاحب الزمان مرا دریات و به فریادم برس. ناگهان از دامنه بیابان سواری نمایان شد بعد از زمان کوتاهی نزد من آمد.
دیدم جوانی است خوشرو و گندمگون خوش لباس بر شتری سوار است و ظرفی پر از آب در دست دارد، به او سلام کردم او هم جواب مرا داد و فرمود: تشنه هستی؟
عرض کردم آری.
ظرف آب را به دستم دادند و من از آن آب آشامیدم.
سپس فرمود: می خواستی به قافله برسی؟
عرض کردم آری!
سپس مرا در ردیف خود سوار بر شتر کردند و به سمت مکه متوجه شدند. من عادت داشتم که هر روز حرز يماني را بخوانم و چون خود را در آسایش و آسودگی دیدم و وحشت از من دور شد شروع به خواندن حرز يماني كردم.
آن بزرگوار در بعضی از فقرات از من غلط می گرفتند و می فرمود: این چنین نیست که می خوانی بلکه چنین بخوان.
اندک زمانی گذشت به صورت من نگاه کردند و فرمودند:
این مکان را می شناسی؟
خوب که تامل کردم خود را در ابطح دیدم.
فرمودند: فرود آی
چون پیاده شدم از نظرم غایب شد.
دانستم که او مولای من صاحب الزمان (ارواحنا فداه) بود.
از مفارقت آن جناب دلتنگ شدم و از نشناختن حضرتش در زمان ملاقات تاسف خوردم. هفت روز از این واقعه گذشت تا حجاج رسیدند و مرا در مکه دیدند بعد از اینکه از زنده بودنم مایوس شده بودند.
لذتا حضورم را در مکه مستند به طی الارض کردند از این جهت است که مشهور به طی الارض شده ام.
علامه مجلسی می فرماید: پدرم (علامه مجلسی اول) گفت:
من حرز یمانی را در نزد وی خوانده و تصحیح نمودم و درخصوص آن به من اجازه داد.

برگرفته از كتاب امام زمان (عج) و سيد ابن طاووس: نوشته سيد جعفر رفيعي.
خبرگزاري شبستان

 


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 3/6/1389 - 18:23:12

نظر شما

نقل از تبیان

نگاهی نو به خانواده ی نوپا

حجت الاسلام شهاب مرادی

قرار ما با ایشان در دفتر  مرکز مشاوره زندگی بهتر بود،حجت الاسلام شهاب مرادی را می گوییم. استاد مهارت های زندگی .

 برخلاف همه ی قرارهای که ساعتش را ترافیک تهران تعیین می کند همه چیز سر وقت شروع شد.اولین چیزی که در دفتر این روحانی خندان به چشم می خورد سادگی و زیبایی بود.و البته صدای گاه به گاه خنده اش که لا به لای این سادگی و زیبایی می پیچید.میان اصرار مدام ما خودش برای مان چای ریخت .

از دردها و دغدغه هایش گفت و اینکه میان این همه اتفاق های جور واجور که در بین هم لباس هایش مرسوم و متداول شده سراغ خانواده های نو پا رفته تا با آموزش مهارت های زندگی ،زندگی بهتر را برایشان رقم بزند.


تبیان : شما به عنوان روحانی چه احساس نیازی می کردید که وارد بحث مهارت های زندگی شدید؟

  ما عادت کردیم به نوعی روضه خوانی اجتماعی، هر کس که می خواهد چه در فضاهای سیاسی و اجتماعی کار کند می پردازد به بیان مشکلات و آسیب ها.ما باید به جای این ناله کردن و تکرار معضلات و مشکل ها در زمینه ای که فعالیت داریم هر کس به اندازه ای توانش  و وسعش همت و کار کند .

به آمار طلاق 85 نگاه کنید و به سال 86 و بعد 87 در مقطعی از 95 هزار طلاق رسیدیم به 126 هزار طلاق و میزان نارضایتی ها،آشفتگی ها و تلخ کامی های زوج های جوان زیاد شده است. از طرف دیگر فضای تبلیغ سبک زندگی غربی، اما سبک زندگی اسلامی- ایرانی با سبک زندگی غربی فرق می کند. ما وقتی خودمان حیات طیبه داریم، وقتی می توانیم یک جاهایی را تألیف کنیم و بسازیم و یک جاهایی را که داریم و در زندگی قدیمی ما وجود داشته است آنها را احیاء کنیم و به دست بگیریم ،فکر می کنم خیلی از مشکلات ما را برطرف کند. بخشی از این ضرورت که من احساس می کنم باید در این مورد کار کنیم که پاسخ مشکلات امروز جوانان ما و خانواده های ما در مفاهیم واقعی اسلام است نه باورهای خرافی و نه عقاید و اندیشه های طالبانی. مکتب اهل بیت را می گویم. (در مکتب اهل بیت وجود دارد) هدف ما هم همین است. موضوع سخنرانی های من هم همین است.

منبر و نماز جمعه و هیئت،مکان های سخنرانی های یک روحانی در عرصه ی اجتماع است، بخش عمده ی این صحبت ها می بایست حرف های دنیا باشد چون آخرت ما را دنیا می سازد.

تبیان :یعنی شما بنا به احساس وظیفه ی شرعی و اجتماعی خودتان به عنوان روحانی این راه را انتخاب کردید؟

  این احساس مسئولیت به دلیل جایگاه خود روحانیت است. این موضوع را خیلی شخصی نبینید. هر روحانی می بایست هم در خصوص مشاوره و هم سبک زندگی این نقش را داشته باشد. ببیند منبر و نماز جمعه و هیئت،مکان سخنرانی های یک روحانی در عرصه ی اجتماع است،

 بخش عمده ی این صحبت ها می بایست حرف های دنیا باشد چون آخرت ما را دنیا می سازد. دنیا مزرعه آخرت است. اگر منابر ما به این مسائل نپردازد به چه چیز بپردازد؟ شما سبک منبر رسول خدا (ص) را نگاه کنید. در مورد همین زندگی بوده است. تعامل با مومنین، ازدواج و...

حجت الاسلام شهاب مرادی

 پیشتر در غرب این نوع خدمات و یا به تعبیر دیگر نهضت مشاورین و سبک مشاوره ابتدا توسط کشیش ها آغاز شده است. همان روحانیون مسیحی و یکی از کارهای مهم روحانی مسلمان به خصوص یک روحانی شیعه همین گفت و گو با مردم و حل مشکلات مردم  است.

تبیان :شما یک نفر هستید و این نقطه نظر شما در مورد مسائل خانواده و مهارت های زندگی منحصر به فرد است یا کمتر دیده می شود. آیا به نظر شما این موضوع نمی بایست متولی دیگری در جامعه ی ما داشته باشد؟ ما کجا باید در مورد مهارت های زندگی با نسلی که آماده شروع زندگی جدیدی  می شود صحبت کنیم؟

  در حوزه ی مسائل اجتماعی و علمی هم عرضه و تقاضا وجود دارد. ما همزمان با تولید علم می بایست زمینه ی ترویج آن علم را هم ایجاد کنیم. من روزانه به طور متوسط 100 پیام در سایت خودم می خوانم .این نشان می دهد که مردم مشکلات اجتماعی و فرهنگی  زیادی دارند. بخشی از این مشکلات به این دلیل است که آموزش مناسبی ندیده اند. بخش دیگر مربوط به خدمات مشاوره و درمان است که جای خودش به آن می پردازم.

در بخش آموزش،سیستم های رسمی آموزش یعنی مدرسه و دانشگاه و حوزه و در رتبه دوم خانواده و در رتبه ی سوم رسانه متولیان این بخش هستند.

یک مشکل اجتماعی در ایران وجود دارد و آن اینکه مردم فکر می کنند که همه چیز را بلدند، همه چیز را می دانند بعضی جاها از طرح این موضوعات نه تنها استقبال نمی کنند بلکه دچار تعارض با ما هم می شوند چون فکر می کنند که همه چیز را می دانند.

یک مشکل اجتماعی فرهنگی در ایران وجود دارد و آن اینکه مردم فکر می کنند همه چیز را بلدند و همه چیز دانند.

شما در فضایی باید آموزش بدهید که احساس نیاز به آموزش وجود داشته باشد. در جایی که نیاز به آموزش نیست آموزش های غیرمستقیم رسانه ها جای خودشان را باز می کنند مثل فیلم ها و سریال های ما ....

 اینها تاثیر خودش را می گذارد و به همین دلیل سبک زندگی در این بیست سال مدام در حال تغییر است، به عنوان مثال کار در گلخانه نیاز دارد که در دمای بالای پنجاه درجه و رطوبت بالا کار کنی، جوانی که مدام زیر اسپیلت و کولر ماشین بزرگ شده چه طور می تواند این سختی را تحمل کند؟ یا مثال دیگر مصرف تجملات در زندگی همه ی ما وجود دارد اینها را رسانه می سازد- یا عروسی های گران قیمت تا وقتی آموزش نمی دهیم مظاهر دیگر جایگزین می شود. 

تبیان :کلمه ی خانواده ی نوپا ظاهراً مختص شماست. تعریف خانواده ی نوپا چیست؟

  شاید دیگران هم از این عنوان استفاده کرده باشند.به نظر من عروس و دامادی که تازه زندگی شان را شروع می کنند مثل یک کودک نوپا می مانند. برای راه رفتن ما نباید به جای کودک راه برویم باید حمایتش کنیم ، نباید در شیوه ی راه رفتنش دخالت نکنیم، کمکش کنیم که خودش گام بردارد و راه رفتن صحیح را یاد بگیرد و حتی اگر زمین هم خورد بپذیریم که زمین خورده است. به گریه اش توجه نکنیم بلکه حمایتش کنیم که دوباره بلند شود راه برود و خطرات را به او هشدار دهیم و موانع را گوشزد کنیم و اینکه نترسد و قدم بردارد.

بیش از 50 درصد طلاق ها در سال گذشته مربوط به 5 سال اول ازدواج بوده است و این آمار نشان می دهد که خانواده ی نوپا نیاز به حمایت دارند.

 تبیان :دراین خانواده ی نوپا که عنوان می شود گروه هدف چه کسانی هستند و هدف شما برای این گروه هدف چیست؟

  اجازه بدهید اول در مورد هدفم صحبت کنم، ما کارآیی هایی متفاوتی داریم مثلاً ما روحانیون را در بعضی هیئت ها دعوت می کنند که اگر بعد از من روحانی چند نفر مداح خواستند مداحی کنند این سوال در اذهان ایجاد نشود که پس روحانی این مجلس کجاست؟

در بعضی جشن ها ما را دعوت می کنند که گروه سرود برنامه دارد تقلید صدا هم دارند، موسیقی هم دارند ،10 دقیقه هم به یک روحانی وقت می دهند. من نمی گویم برویم یا نه ،اتفاقا معتقدم ما هر جا که می توانیم باید صحبت کنیم و حرف بزنیم و حتی مهم تر از انتقال محتوا خود این ارتباط با جامعه موضوعیت دارد. ما نباید ارتباط مان را با جامعه از دست بدهیم. هر طلبه ای باید به این موضوع توجه کند. این نوع جلسات خودش نوعی مباحثه است.

گاهی اوقات هم ما را به جلساتی دعوت می کنند که مثلاً در مورد مهارت گفتگو در خانواده صحبت کنیم در این جلسه زوج ها هستند، پدر و مادرشان هستند- نوجوان هست. جوان، پدربزرگ و مادربزرگ با نوع عقاید، دیدگاه های گوناگون و حاشیه های که به حرف ها زده می شود مانع از رسیدن به مطلوب می شود این نوع جلسات پیوستگی ندارد و قبل و بعدی هم ندارد.

هدفی که در ذهنم این بوده که گروه هدفم خانواده های نوپا باشند. اول کسانی در سال 88 ازدواج کرده اند و به ترتیب 87 و 86 و 85 و 84 که این پنج گروه در حال ثبت نام هستند حتی در مورد زوج هایی که بچه دارند تا آنجا که می شود جدا می کنیم تا بتوانیم گروه هدف یکدستی داشته باشیم.

عروس و دامادی که تازه زندگی شان را شروع می کنند مثل یک کودک نوپا می مانند. برای راه رفتن ما نباید به جای کودک راه برویم باید حمایتش کنیم و در شیوه راه رفتنش دخالت نکنیم، کمکش کنیم که خودش گام بردارد و راه رفتن صحیح را یاد بگیرد

عرض کرده بودم که ما همه چیز بلدیم متاسفانه متخصصین ما هم همین طوری هستند ما کمتر امتحان می کنیم.

ما در خیلی مباحث به طور علمی و پژوهشی، تحقیق نمی کنیم.یک پژوهش دقیق می بایست بر مبنای تحقیق علمی، مطالعه ی درست، مصاحبه و تست استاندارد باشد. بعد می توان در مورد نتایج آن نظر علمی و پژوهشی داد.

مثلاً درمورد مشکلات خانواده، به عنوان مثال طلاق خانواده های نوپا یا تلخکامی خانواده های نوپا، دراین مورد می گویند که کمبود آموزش موثر است. ما برای اینکه بدانیم که این فرضیه درست است یا نه؟ باید بررسی کنیم .

حجت الاسلام شهاب مرادی

مثلاً ما در همین دوره می خواهیم پیش تست بگیریم،بعد یک گروه را گواه بگیریم وبعد دوره ی آموزش پس تست بگیریم تا ببینیم که شرایط خانواده قبل از ورود به این دوره، دوره ای که در آن 3 ساعت در هر جلسه آموزش دیده اند، کار کرده اند،پرسش و پاسخ داشتیم، تمرین داشتیم با زوج با هر دو ارتباط مستقیم داشتیم با گروهی که اصلاً در این دوره شرکت نکرده اند چقدر تفاوت کرده اند آیا واقعاً وضعشان بهتر شده است؟ شاید همه بگویند که بهتر می شود اما هیچ کدام از اینها علمی نیست. احتمال من و شما هیچ وقت علمی و مستند نیست.

یکی از کارکردهای مهم این روش پژوهش است. ما می خواهیم بدانیم که به چه میزان این آموزش ها تاثیر دارد؟ وقتی تاثیر این موضوع به طور پژوهشی و علمی اثبات شد آن وقت می توانیم بگوییم که دانشگاه! مدرسه! حوزه های علمیه! آموزش و پرورش!و.... بیاید کمک کنیم که اینها مدون شوند تا بتوانیم همه ی زوج ها را در تمام کشور آموزش دهیم .

تبیان :یعنی در افق این کار و این حرکت رسیدن به این نقطه هم ترسیم شده است؟

   بله در افق شخصی من این نقطه وجود دارد.

تبیان :تا چه زمانی این زوج ها را رصد می کنید؟

  این بستگی به نحوه ی تعامل این زوج ها با ما دارد اگر ما با تعامل داشته باشند ما ادامه می دهیم اما بازه ی زمانی ما 10 جلسه است یعنی روی 10 مهارت کار می کنیم. در بعضی کشورهای غربی با روش های مشابه بیست و یک هزار زوج را آموزش داده اند.

تبیان : و فرهنگسرای ارسباران در این راستا چه کمک هایی به شما کردند؟

  از بابت امکاناتی که در اختیار ما گذاشتند فضا و سالن و سایر امکانات هیچ مبلغی از ما نگرفتند و این دوره با همکاری کامل آنها برگزار می شود. برگزاری این دوره مدیون همکاری تنگاتنگ آنهاست. و فرهنگسرا به عنوان یک گام برای فرهنگسازی درست، فقط یک مبلغ جزئی پنج هزار تومان به عنوان هزینه ی فرایند ثبت نام و تشکیل پرونده از زوج های متقاضی دریافت می و  تصدیق می کنید که در مقابل هزینه های آموزشی که در جامعه متداول است مثل کلاس زبان واقعاً مبلغ ناچیزی است که در مجموع 30 نفرساعت آموزش برای هر خانواده می شود. 

تبیان :با توجه به سوال های کاربران محترم سایت اگر اجازه بدید وارد یک سری مشکلات خانواده ها شویم فکر کنید که ما بیان کننده ی مشکلات خانواده ها هستیم «من به همسرم شک دارم» این مطلب در خیلی از سوالات عنوان شده بود. ساده تر بگویم شک در مورد همسر؟

  باید ببینیم که شخص در مورد شک کردن نرمال است یا بیمار شک مرضی و بدبینی مرضی دارد یا خیر که با مراجعه به روان شناس و مصاحبه شخص را ارزیابی می کنند و مشخص می شود که ذهنیت های شخص نسبت به محیط پیرامون و اشخاص و حتی همسر ریشه در نوعی بیماری نداشته باشد.

حجت الاسلام شهاب مرادی

 

نکته دوم اینکه اگر شخص بدبینی دارد این مطلب را به نحوی مطلوب بیان کند ، مثلاً بگوید وقتی شما موبایلت را پنهان می کنی و یا برایش رمز می گذاری زن به همسرش و یا مرد به همسرش عنوان بکند که من دوست ندارم در کار تو تجسس کنم اما این موضوع می تواند تولید سوءظن کند .

ما نباید فضایی ایجاد کنیم که در آن سوءظن تولید شود یا مثلاً در مورد پیامکی که مخفیانه خوانده می شود حساس می شوند و چون اوایل زندگی است باید به هم حق بدهیم تا همدیگر را بشناسیم و اطمینان پیدا کنیم بعضی از رفتارها و بعضی از هیجانات مان را برای هم ترجمه کنیم و به راحتی برای هم توضیح بدهیم.

 

بعضی وقت ها احتمال دارد که این سوءظن ها به جا باشد و یکی از زوجین در حال خطا باشند. برای مدیریت آن خطا با توجه به موازین شرعی و اخلاقی به یک مشاور مراجعه کنند و با حوصله و مدبرانه موضوع را حل کنند، در برخی موارد طلاق توصیه ی مناسبی است

بعد گاهی اوقات می بینیم که شخص دلایل زیادی عنوان می کند که شاید همسرش نمی داند و یا اصلاً به ذهنش هم خطور نمی کند و بیان این دلایل به تقویت صمیمیت شان کمک می کند.

بیشتر بدبینی های داخل خانه از جانب خانم هاست به آقایان.در مردهایی که بدبینی دارند باید این مطلب را روشن کنیم که تفاوت سوءظن و غیرت چیست؟ غیرت و سوءظن به لحاظ دینی با هم خیلی فرق می کنند این نیاز به آموزش دارند.

 بعضی وقت ها احتمال دارد که این سوءظن ها به جا باشد و یکی از زوجین در حال خطا باشند. برای مدیریت آن خطا با توجه به موازین شرعی و اخلاقی به یک مشاور مراجعه کنند و با حوصله و مدبرانه موضوع را حل کنند در برخی موارد طلاق توصیه ی مناسبی است البته به ندرت.

طلاق یکی از راهکارهای بسیار منطقی و عاقلانه و خردمندانه ی اسلام است اما اینکه کجا باید انجام شود خیلی مهم است. مثل عمل جراحی- گاهی- عمل جراحی نیاز نیست با یک تفسیر ساده در سبک زندگی شخص سالم شود. گاهی اوقات نیازمند درمان دارویی هم هست. بعضی اوقات علاوه بر اینها به جراحی هم نیاز است در این مثال جراحی همان طلاق است.

تبیان :معضلی که خانواده ها الان با آن مواجه هستند طلاق خاموش است

  ما بهتر است اسمش را بگذاریم آشفتگی، سردی، تلخ کامی. آنچه که غیر از شادکامی و شکوفایی و موفقیت در خانواده است هر اتفاق دیگری که می افتد منفی است، این مسائل مرحله ی قبل از طلاق است شما این مسائل را جزو دایره ی خانواده های ناموفق باید در نظر بگیرید.

به نظر من خانواده ها 2 دسته اند خانواده های موفق و خانواده های ناموفق. خود خانواده های ناموفق 2 دسته اند یا طلاق گرفته اند و یا اینکه دارند می سوزند و می سازند یعنی می سوزند و تحمل می کنند.

طلاق یکی از راهکارهای بسیار منطقی و عاقلانه و خردمندانه ی اسلام است اما اینکه کجا باید انجام شود خیلی مهم است

تبیان :اصلاً نمی دانند که این مشکل در زندگی شان وجود دارد و حتی دنبال راهکار هم نمی گردند.

  دقیقاً بعضی از خانواده ها نمی دانند چرا؟ چون لمس نکرده اند. مزه ی آن را نچشیدند، چون تجربه ای از زندگی شیرین و شادکام و موفق ندارند. زن یعنی مصیبت، مرد یعنی مصیبت، بچه یعنی بلا.

این باورها در یک چنین خانواده هایی حاکم است. ما در آموزش های مان این مطالب را استخراج کردیم- الگو خیلی مهم است رسانه ها در این مورد مسئولیت زیادی دارند در این الگوسازی. 

حجت الاسلام شهاب مرادی

 تبیان :چقدر برای همسرم باید وقت بگذارم؟ یا به عبارت دیگر وقت گذاری زوجین برای هم باید چگونه باشد؟

  در بعضی روایات داریم که مثلاً مؤمن باید وقتش را به چند قسمت تقسیم کند بخشی را عبادت کند. بخشی را کار کند و بخشی را استراحت کند یا در روایات دیگر  عنوان شده که بخشی را تفریح کند و لذت حلال ببرد.

به نظر من اینها به این معنی نیست که بیست و چهار ساعت شبانه روز را تقسیم بر 3 یا بر 4 کند. به این معنا نیست که زمان بندی رفتارهای تان بر اساس ساعت باشد. البته یه جاهایی زمان بندی مهم است. زن و شوهر اگر می خواهند در مورد یک موضوعی بحث کنند توصیه می کنیم که بیشتر از 50 دقیقه با هم صحبت نکنند. در مورد گفت و گو بیشتر به کیفیت این گفت و گو و ارتباط زن و شوهر باید توجه شود تا به زمانش ،رابطه و گفت و گو وجود داشته باشد با کیفیت خوب و شاخص های مثل صداقت، صمیمیت، محبت در آن زیاد باشد.

ادامه گفت وگوی ما با ایشان را هفته ی آینده در همین بخش دنبال کنید ....

 

تهیه وتنظیم- گروه خانواده و زندگی سایت تبیان


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 24/5/1389 - 01:00:15

نظر شما

نقل از تبیان

قدر خودت را بدان

 

قدر خودت را بدان

حضرت آیت الله مجتهدی (رحمه الله) می‌فرمودند: گاهی در کوچه و خیابان که حرکت می‌کنم فکر می‌کنم آن شخصی که از روبرو می‌آید شاید از جمله کسانی است که از روحانیون خوشش نمی‌آید لذا به او سلام نمی‌کنم زیرا اگر به او سلام کنم و جواب ندهد، گناه به حساب او می‌نویسند ولی وقتی به او می‌رسم می‌بینم خودش سلام می‌کند.

 

البته اگر به تو احترام نگذارند و یا اهانت نمایند، بدان که طبق دستورات اسلام خودت را نساخته‌ای، اگر ما خوب باشیم مردم هم با ما خوب خواهند بود، و اگر مردم احترام نمی‌گذارند حتماً از تو گناهی دیده‌اند، یا حرکت خلاف روحانیت مشاهده کرده‌اند مثل غیبت، استماع غیبت، عمل نکردن به گفته‌های خود، دوست داشتن دنیا، پُست، مقام، پول و غیره، و اگر چنین نباشید یعنی اعمال شایسته از تو ببینند همانطور که خداوند فرموده است عمل خواهد شد که در سوره فرقان است: « کسانی که ایمان آورده و عمل شایسته انجام می‌دهند خداوند محبت آنها را در دل مردم می‌اندازد».(1)

 

خلاصه اگر گناهی مرتکب بشوی به صورت اهانت به خودت برمی‌گردد، و البته کسانی هم هستند که بدون دلیل اهانت به طلبه و عالم و اولیاء خدا و حتی پیامبران و امامان(علیهم السلام) کرده اند و تاریخ بشریت از این گونه افراد، نام می‌برد که چگونه عاقبت به شر شدند و همواره با بدی از آنها یاد می‌شود.

 

ما خوب باشیم مردم هم با ما خوب خواهند بود، و اگر مردم احترام نمی‌گذارند حتماً از تو گناهی دیده‌اند، یا حرکت خلاف روحانیت مشاهده کرده‌اند

 

باید به طلاب احترام گذاشت چرا که آنها سرباز امام زمان(عج) هستند، خصوصاً اگر لباس روحانیت پوشیده باشند. زمان قدیم به طلبه‌ها خیلی احترام می‌گذاشتند مثلا نقل می‌کنند که در طول هفته یک بار زنان ناصرالدین شاه قاجار به مدرسه مروی می‌آمدند و لباس طلبه‌ها را می‌شستند و حجره‌ها را تمیز کرده و در آخر یک اشرفی روی کتاب طلبه‌ها می‌گذاشتند و می‌رفتند.

 

حوزه‌ای در خیابان خیام بود، مشیرالسلطنه به آن حوزه عنایت داشت، لذا نقل می‌کنند که باغی داشت و خیار می‌کاشت و به طلبه‌های آن مدرسه می‌داد. ماه رمضان هم به طلبه‌ها افطاری می‌داد و می‌گفت آخر بشقاب، یک لقمه برای من بگذارید، البته قدیم به طلبه‌ها احترام می‌گذاشتند.

 

ولی شاید امروزه مثل سابق نباشد، اگر هم به شما احترام نگذاشتند و حتی اگر توهین و جسارت کردند ناراحت نشوید، چرا که اهل بیت(علیه السلام) هم در طول تاریخ مورد تعرض و اهانت از سوی افراد نادان قرار می‌گرفتند، طلبه‌ای به من گفت از روزی که پالتوی طلبگی پوشیدم 40 تا فحش شنیده‌ام. طلبه دیگری گفت: وقتی که دروس طلبگی را می‌خواندم، یکی از افراد فامیل با حالت استهزاء و حقارت و با لحنی حق به جانب گفت: چرا به جای حوزه وارد دانشگاه نشدی که دکتر و مهندس بشی؟ گفتم اگر دولت جمهوری اسلامی ایران دکتر کم داشته باشد می‌تواند مثلا از هندوستان دکتر بیاورد ولی هیچ وقت امثال مرحوم علامه طباطبائی‌ها و مرحوم استاد شهید مرتضی مطهری‌ها را نمی‌توان از خارج آورد (2).

ولی شاید امروزه مثل سابق نباشد، اگر هم به شما احترام نگذاشتند و حتی اگر توهین و جسارت کردند ناراحت نشوید، چرا که اهل بیت(علیه السلام) هم در طول تاریخ مورد تعرض و اهانت از سوی افراد نادان قرار می‌گرفتند،

 

(برای انسان دو بیماری وجود دارد، یکی بیماری جسم و دیگری بیماری روح، برای کسی که جسمش بیمار است می‌تواند از هر دوائی استفاده کند یا نزد هر دکتری برود و برای بیماری جسمی عقیده‌ی دکتر ملاک نیست، اگر چه دکتر مسیحی یا یهودی یا کافر و مشرک باشد، زیرا هدف او خلاصی از درد و بیماری است، ولی برای کسی که مسلمان است و به بیماری روحی گرفتار است، نمی‌تواند برای درمان روحش از آداب و رسوم کفار و مشرکین و سایر ادیان الگوبرداری کند و استفاده نماید)

 

جالب است بدانيد که از ديدگاه روايات اسلامي٬ ارزش و جايگاه يک عالم حتي از شهيد نيز بيشتر است.

قال النبي ص سألت جبرائيل ع فقلت العلماء أكرم عند الله أم الشهداء فقال العالم الواحد أكرم على الله من ألف شهيد فإن اقتداء العلماء بالأنبياء و اقتداء الشهداء بالعلماء (3)

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: از جبرئيل پرسيدم که ارزش علما نزد خداوند بيشتر است يا شهدا. [او در پاسخ گفت]: ارزش يک عالم در نزد خدا بيشتر از هزار شهيد است چرا که علما به انبيا اقتدا مي کنند و شهدا به علما.


منابع:

1. مريم ٬ 96

2. آداب الطلاب

3. إرشادالقلوب ج 1. ص 164 


تهيه و فرآوري: محمد حسين امين٬ گروه حوزه علميه تبيان


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 22/5/1389 - 13:51:26

نظر شما

نقل از تبیان

درس اخلاق: ماه رمضان (قسمت دوم)

آیت الله حسین مظاهری
  1. اشاره :
  2. در آستانه ماه میهمانی خدا تبیان سلسله دروس اخلاقی را آماده کرده است که قسمت اول آن از مباحث استاد آیت الله مظاهری، گذشت؛ و برخی از مباحث این مرجع تقلید را درباره «جایگاه ماه رمضان»، «روزه اخلاقی»، «اجتناب از معاصی»، «توجه به خدا» و ... خواندیم. اینک متن قسمت دوم (با اندکی تغییر):

... حرف‌ دومي‌ كه‌ بايد به‌ شما عرض‌ كنم‌ اين‌ است‌ كه‌ در دعاهاتان‌ خيلي‌ مواظب‌ باشيد. بعضي‌ اوقات‌ يك‌ گرفتاري‌ آدم‌ را مشغول‌ مي‌كند تا آخر ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ و همه‌ دعاها براي‌ اين‌ گرفتاري‌ [منعطف می شود] خود دنيا پيش‌ خدا پيش‌ ائمه‌ طاهرين‌ هيچ‌ ارزش‌ ندارد و ما در اين‌ مشكل‌ تا آخر رمضان‌ مي‌لوليم‌ و همه‌ چيز فراموش‌ مي‌شود. زياد هستند اين‌ طور، زياد.

نمي‌گويم‌ دعا براي‌ قرضش‌ نكند،‌ دعا براي‌ فقرش‌ نكند،‌ دعا براي‌ زنش‌ نكند؛‌ مي‌گويم‌ در اين‌ اين‌ گرفتاري‌ چرا بلولد؟ زمين‌ گيرش‌ بكند تا آخر؟ اين‌ خيلي‌ غلط‌ است.‌ يك‌ روايت‌ از امام‌ حسين‌ علیه السلام [هست که] مثل‌ خود امام‌ حسين‌ علیه السلام خيلي‌ لطافت‌ دارد. (معمولاً روايات‌ امام‌ حسين‌ علیه السلام خيلي‌ لطافت‌ دارد) مي‌فرمايند: «ان‌ الدنيا و ما فيها عند اولياء الله ليس‌ الاّ كظل‌» دنيا و آنچه‌ در دنيا است‌ پيش‌ اولياء خدا نيست‌ مگر به‌ اندازه‌ سايه‌. سايه‌ چقدر ارزش‌ دارد؟ بعضي‌ روايات‌ دارد: كفيء‌ ظل [یعنی]‌ سايه ی سايه.‌ خود سايه‌ چقدر ارزش‌ دارد؟

 آن‌ روايتي‌ كه‌ خدا مي‌گويد دنيا پيش‌ من به‌ اندازه‌ يك‌ بال‌ مگس‌‌ ارزش‌ ندارد؛ خوب‌ ما دنيوي‌ هستيم،‌ بايد حتي‌ نمك‌ آشمان‌ را از خدا بخواهيم.‌ اما بايد در دعا زمين‌ گير نباشيم‌. ... اين‌ دعاي‌ سحر اين‌ جوري‌ است؛‌ اين‌ دعاي‌ سحر خيلي‌ دعاي‌ خوبي‌ است‌ و بزرگان‌ براي‌ اين‌ دعا خيلي‌ شرح‌ نوشته‌اند؛ حرف‌ هم‌ خيلي‌ دارد. اين‌ دعا خيلي‌ خيلي‌ بالا است.‌ پنج‌ دقيقه‌ هم‌ بيشتر طول‌ نمي‌كشد. اين‌ دعا ‌ مي‌گويد: خدايا از تو سؤال‌ مي‌كنم‌ تو را قسم‌ مي‌دهم‌ به‌ نورت‌ به‌ بهائت‌ يعني‌ چهارده‌ معصوم‌ تا آخر حالا چه‌ مي‌خواهم‌ نمي‌گويد تا آخر دعا ندارد خدايا آخرت‌ به‌ من‌ بده‌ دنيا به‌ من‌ بده‌ خير دنيا و آخرت‌ به‌ من‌ بده‌ هيچي‌ هيچي‌ ندارد اين‌ به‌ ما ياد مي‌دهد كه‌ زمين‌ گير نكند يك‌ حاجت‌ بعضي‌ اوقات‌ اين‌ جور مي‌شود آن‌ حاجت‌ ما را زمين‌ گير مي‌كند بعد هم‌ ما را بي‌ دين‌ مي‌كند يعني‌ حاجتمان‌ برآورده‌ نمي‌ شود تقدير الهي‌ اين‌ است‌ كه‌ اسن‌ حاجت‌ برآورده‌ نمي‌شود تقدير الهي‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ حاجت‌ بر آورده‌ نشود بعد مأيوس‌ از رحمت‌ خدا مي‌شود گناهش‌ در سر حد كفر است‌ مي‌گويد كه‌ ما يك‌ ماه‌ رمضان‌ گفتيم‌ خدا خانه‌ ندارم‌ خانه‌ به‌ من‌ بده‌ خدا نمي‌شود يك‌ خانه‌ به‌ من‌ بدهد اين‌ اولش‌ است‌ بعد هم‌ يك‌ مقدار بيشتر در عدالت‌ خدا شك‌ مي‌كند و ديگر زمين‌ مي‌خورد چه‌ زمين‌ خوردني‌ ولي‌ اگر پا بند نشد ديگر جلو مي‌رود حتي‌ دعاهاي‌ مهم‌ مهم‌ براي‌ آمرزش‌ گناهان‌ عاقبت‌ بخيري‌ فرج‌ براي‌ امام‌ زمان‌ تقويت‌ براي‌ اسلام‌ اينها همه‌ خوب‌ است‌ بايد باشد اما آنكه‌ الان‌ به‌ شما بگويم‌ اينكه‌ اين‌ حرف‌ خواجه‌ حافظ‌ شيرازي‌ است‌ :

تو بندگي‌ چو گدايان‌ به‌ شرط‌ مزد مكن‌                كه‌ خواجه‌ خود روش‌ بنده‌ پروري‌ داند

خدا

اگر توانستیم این بیت را هضم بکنیم ديگرکار ما درست می شود .همه‌ شما مي‌دانيد خدا عادل‌ ، قادر و جواد است‌ همه‌ ما مي‌دانيم‌ اما بيايم‌ ديگربار بيابيم‌ خدا قادر ،‌ عالم‌ ، حكيم ‌و جواد است‌ وقتي‌ يافتيم‌ مقام‌ رضا ،مقام‌ تسليم‌ اگر خدا مثلاً خانه‌ بخواهد به‌ من‌ بدهد مي‌دانم‌ خدا عالم‌ است‌ مي‌دانم‌ خدا حكيم‌ است‌ به‌ حال‌ من‌ قادر به‌ دادن‌ اين‌ خانه‌ است‌ جواد است‌ پس‌ مي‌فهمد يك‌ مصلحتي‌ هست‌ كه‌ نشده‌ است‌ اما دانستن‌ با فهميدن‌ با يابيدن‌ خيلي‌ فرق‌ دارد عبادت‌ براي‌ همين‌ است‌ كه‌ ما بيابيم‌ دانستني‌هاي‌ ما يابيدني‌ها، بشود ما در ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ دانستني‌هاي‌ ما يابيدني‌ بشود نه‌ خيال‌ كنيد نمي‌شود مي‌شود آقا توجه‌ مي‌خواهد ،خلوص‌ مي‌خواهد ،دعا مي‌خواهد ،راز و نياز با خدا مي‌خواهد توجه‌ به‌ اول‌ افطار و سحر مي‌خواهد ؛اين‌ سر و كار داشتن‌ با قرآن‌ اين‌ انس‌ با قرآن‌ گفتم‌ كه‌ در ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ يك‌ آيه‌ ثواب‌ ختم‌ قرآن‌ مي‌دهد براي‌ اينكه‌ ما انس‌ با قرآن‌ پيدا كنيم‌ قرآن‌ نور است‌ دل‌ ما را منور مي‌كند فهم‌ ما را منور مي‌كند شعور ما را منور مي‌كند عقل‌ ما را منور مي‌كند كار و زنگي‌ ما را منور مي‌كند قبر و بهشت‌ ما را منور مي‌كند «قد جائكم‌ من‌ الله نور» و سر و كار داشتن‌ با قرآن‌ خيلي‌ خوب‌ است‌ با قرآن‌ سر و كار داشته‌ باشيد كمش‌ خيلي‌ مي‌شود قطره‌ ناگهان‌ دريا مي‌شود مثلاً شما اگر پنج‌ دقيقه‌ غير ماه‌ رمضان‌ پنج‌ دقيقه‌ صبح‌ پنج‌ دقيقه‌ عصر قرآن‌ بخوانيد در سال‌ سه‌ چهار دور ختم‌ قرآن‌ كرديد با همين‌ پنج‌ دقيقه‌ و يك‌ حزب‌ قرآن‌ چهار روز يك‌ جزء قرآن‌ چهار تا سي‌ تا صد و بيست‌ روز يك‌ خنم‌ قرآن‌ و اين‌ بي‌ انصافي‌ است‌ انسان‌ اينقدر با قرآن‌ سر و كار نداشته‌ باشد و من‌ تقاضا دارم‌ در ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ انس‌ با قرآن‌ خيلي‌ باشد بزرگان‌ روي‌ اين‌ انس‌ با قرآن‌ انس‌ با ولايت‌ و نماز اول‌ وقت‌ خيلي‌ اهميت‌ مي‌دهند، نماز اول‌ وقت‌ چه‌ ظهر چه‌ عصر و چه‌ مغرب‌ و عشا مخصوصاً صبح‌ و اين‌ خواندن‌ قرآن‌ سرو كار داشتن‌ با ثقلين‌ سر و كار داشتن‌ با ولايت‌ انسان‌ را مي‌كشاند به‌ خيلي‌ از جاها و ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ به‌ قول‌ روايات‌ بهار قرآن‌ است‌ و به‌ اين‌ قرآن‌ خيلي‌ اهميت‌ بدهيد بله‌ دوش‌ به‌ دوش‌ قرآن‌ اهميت‌ به‌ ولايت‌ «اني‌ تاركم‌ فيكم‌ ثقلين‌» كه‌ شايد هزار جا پيغمبر اين‌ روايت‌ را در هر فرصتي‌ خواده‌اند و از نظر شيعه‌ و سني‌ روايت‌ متواتر است‌ پانصد و چهار سند دارد حتي‌ دم‌ مرگ‌ آمدند مسجد خواندند بنويسيد نگذاشتند قرآن‌ ولايت‌، ولايت‌ قرآن‌ بله‌ مراتب‌ دارد يك‌ مرتبه‌ خواندن‌ قرآن‌ همين‌ نور است‌ خيلي‌ استفاده‌ دارد تفسير قرآن‌ ما طلبه‌ها كوتاه‌ آمديم‌ كوتاه‌ مي‌آييم‌ ما بايد اين‌ جور باشيم‌ كه‌ هر آيه‌ به‌ ما مي‌دهند بتوانيم‌ خوب‌ معنا كنيم‌ برداشت‌ از قرآن‌ حتي‌ لازم‌ نيست‌ مفسر گفته‌ باشد خودمان‌ برداشت‌ كم‌ كم‌ از قرآن‌ داشته‌ باشيم‌ تا برسد به‌ عمل‌ به‌ قرآن‌ و ما طلبه‌ها بايد قرآن‌ بخوانيم‌ خيلي‌ مروج‌ قرآن‌ هستيم‌ ديگر و از نور قرآن‌ استفاده‌ كنيم‌ ما طلبه‌ها بايد ترجمه‌ قرآن‌ بدانيم‌ ما طلبه‌ها بايد تفسير قرآن‌ بدانيم‌ ما طلبه‌ها بايد برداشت‌ از قرآن‌ داشته‌ باشيم‌ ما طلبه‌ها بايد عمل‌ به‌ قرآن‌ بكنيم‌ البته‌ دوش‌ به‌ دوش‌ امام‌ زمان‌ مخصوصاً ما طلبه‌ها كه‌ جيره‌ خوار امام‌ زمان‌ هستيم‌ اين‌ زيارت‌ جامعه‌ خيلي‌ زيارت‌ خوبي‌ است‌ تمام‌ اسرار شيعه‌ در اين‌ زيارت‌ است‌ و به‌ قول‌ امام‌ مضمونش‌ دليل‌ بر صحت‌ سند در حالي‌ كه‌ سند هم‌ خوب‌ است‌ اما مضمون‌ خيلي‌ بالا است‌ اتفاقاً هيچ‌ كس‌ نمي‌تواند مثل‌ قرآن‌ كه‌ مبارزه‌ به‌ مثل‌ مي‌كند ما هم‌ راجع‌ به‌ اين‌ زيارت‌ حضرت‌ امام‌ مبارزه‌ به‌ مثل‌ مي‌كردند گفتند احدي‌ نمي‌تواند مثل‌ اين‌ زيارت‌ بياورد خيلي‌ خوب‌ است‌ علامه‌ مجلسي‌ در ذات‌ المعاد مي‌فرمايد «اصح‌ سند و دلاله‌» آنوقت‌ مي‌گويد براي‌ خاطر اينكه‌ پدرش‌ تشرفي‌ پيدا كره‌ و در تشرف‌ آقا فرمودند «هذا نعم‌ الزياره‌» كه‌ در سامرا بوده‌ مجلسي‌ اول‌ رو كرده‌ به‌ قبر مطهر امام‌ هادي‌ علیه السلام گفته‌ مال‌ جدتان‌ است‌ حضرت‌ فرمودند آري‌ و راستي‌ خوب‌ زيارتي‌ است‌ و به‌ شما بگويم‌ بدون‌ تقوا نمي‌شود كسي‌ به‌ جاي‌ برسد نرسيده‌ و نمي‌رسد اگر هم‌ برسد ظلمت‌ است‌ «العلم‌ حجاب‌ الاكبر» همين‌ است‌ كه‌ راستي‌ اگر يك‌ كسي‌ در اصطلاحات‌ مجتهد بشود اما در تقوي‌ مانده‌ باشد به‌ غير سياهي‌ هيچ‌ ندارد به‌ غير حجاب‌ هيچ‌ ندارد همان‌ است‌ كه‌ در آن‌ انقلت‌ قلت‌ها مي‌لولد تا بميرد نمي‌شود بدون‌ تقوا ما طلبه‌ها دو چيز بايد داشته‌ باشيم‌ يكي‌ درس‌ بخوانيم‌ كه‌ جايش‌ خالي‌ است‌ خوب‌ تقوا داشته‌ باشيم‌ كه‌ از آن‌ اولي‌ مهم‌تر است‌ و اگر اين‌ دو تا بال‌ نباشد كسي‌ به‌ جاي‌ نمي‌رسد استاد بزرگوار ما آقاي‌ بروجردي‌ خيلي‌ علاقه‌ به‌ شيخ‌ طوسي‌ داشتند آنوقت‌ بعضي‌ اوقات‌ كه‌ مي‌خواستند شيخ‌ طوسي‌ را رد كنند مي‌فرمودند كه‌ اين‌ شيخ‌ طوسي‌ به‌ اندازه‌اي‌ كتاب‌ نوشته‌ است‌ كه‌ اگر عمرشان‌ را تقسيم‌ بر كتابها بكنيم‌ به‌ اين‌ مسايل‌ يك‌ دقيقه‌ مي‌رسد آنوقت‌ مي‌فرمودند ايشان‌ علاوه‌ بر اينكه‌ عالم‌ بودند عابد بود مي‌فرمودند اين‌ مصباح‌ المتهجد را كه‌ نوشتند مصبح‌ المتهجد مثل‌ مفاتيح‌ است‌ از آنجا سر چشمه‌ گرفته‌ است‌ مي‌فرمودند اين‌ مصباح‌ المتهجد را كه‌ نوشتند گفتند كه‌ نمي‌شود كه‌ مردم‌ عمل‌ كنند من‌ عمل‌ نكنم‌ اين‌ كه‌ نمي‌شود عالم‌ بي‌ عمل‌ يك‌ دوره‌ خودشان‌ عمل‌ كردند بعد هم‌ فرمودند «انذر عشيرتك‌ الاقربين‌» مي‌گويند زن‌ و بچه‌ات‌ يك‌ دوره‌ هم‌ وا داشتند خانواده‌ عمل‌ كردند آنوقت‌ اجازه‌ نشر دادند در ميان‌ ما طلبه‌ها اين‌ جوري‌ است‌ تقيد به‌ مستحباتشان‌ خيلي‌ بالا تقيد به‌ نماز شبشان‌ تقيد به‌ نماز اول‌ وقتشان‌ از اينها مهم‌تر تقيد به‌ زبانشان‌ راستي‌ كنترل‌ شده‌ اعضاء و جوارح‌ كنترل‌ شده‌ و ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ براي‌ همين‌ است‌ زمينه‌ درست‌ بشود براي‌ تحصيل‌ ما زمينه‌ درست‌ بشود براي‌ تقواي‌ ما قرآن‌ شريف‌ هم‌ مي‌فرمايد«كتب‌ عليكم‌ الصام‌ كما كتب‌ علي‌ الذين‌ من‌ قبلكم‌ لعلكم‌ تتقون‌» حس‌ پرهيزكاري‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ تقوا به‌ انسان‌ مي‌دهد از شما تقاضا دارم‌ به‌ اين‌ ماه‌ رمضان‌ اهميت‌ بدهيد خيلي‌ به‌ ياد اسلام‌ عزيز هم‌ خيلي‌ باشيد اسلام‌ در مخاطره‌ عجيبي‌ است‌ مخصوصاً تشيع‌ و به‌ ياد اينها باشيد به‌ ياد اسلام‌ به‌ ياد امام‌ زمان‌ (عج‌) و فرج‌ براي‌ امام‌ زمان‌ (عج‌) و علي‌ كل‌ حال‌ آنچه‌ گفتم‌ تقاضا دارم‌ به‌ اندازه‌اي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ بهآن‌ عمل‌ كنيد از همه‌ شما التماس‌ دعا دارم‌ مه‌ هم‌ با عدم‌ قابليت‌ دعايتان‌ مي‌كنيم‌ ان‌ شاءالله


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 22/5/1389 - 13:37:58

نظر شما

نقل از تبیان

تازه دامادها؛ نوعروسان! بخوانيد

استحکام و آرامش زندگي

ازدواج

خانواده، کوچک‌ترين و درعين‌حال زيربنايي‌ترين واحد اجتماع است که بايد در حفظ و شکوفايي آن کوشيد. تأثيرگذاري مستقيم، گستره تأثير و طول مدت آن، شاخصه‌هاي مهمي‌هستند که توجه به خانواده را ضروري مي‌سازند. خانواده، مناسب‌ترين بستر براي رشد انسان است. آدمي‌نيازهايي دارد که تأمين هريک از آنها به شيوه مناسب و درست، گامي‌ در مسير رشد و تعالي وي است و خانواده بهترين جايگاه تأمين اين نيازهاست. اما گاهى، به‌دليل برخي عوامل، اين محيط امن و جايگاه تعالي‌بخش، محل کدورت و ناامني و رکود مي‌شود. لذا براي جلوگيري از اين نوع رويدادها بايد سعي شود که از همان ابتداي زندگي مشترک ، برخي اصول و موازين را رعايت نمود تا کمتر دچار مشکل و تضاد گرديد. اگر به تازگي زندگي مشترک خود را آغاز کرده ايد، با رعايت نکات ساده و در عين حال، بسيار حساس زير، مي توانيد از زندگي تان لذت برده و براي همسرتان، همراهي هميشگي باشيد:

- هدفي مشترک را در نظر بگيريد. با هم فکري براي خود و همسرتان، هدف مشترکي داشته باشيد و براي رسيدن به آن، يکديگر را کمک کنيد.

- خودخواه و خود راي نباشيد و به نظر همسرتان هم توجه داشته باشيد، تا بتوانيد لذت هاي معنوي را درک کنيد.

- عيب هاي خود را ببينيد. فقط به دنبال عيب جويي از همسرتان نباشيد، عيوب خود را نيز رفع کنيد.

- قدرشناس باشيد. قدر محبت هاي پدر، مادر، همسر و دوستان تان را بدانيد و سپاس گزار الطاف خداوند باشيد تا به تقديرهاي او راضي شويد. آن چه مورد رضايت خداوند نيست را انجام ندهيد تا اطمينان و عزت نفس بيشتري بيابيد.

- اهل عمل و مسئووليت پذيري باشيد. به جاي توقع داشتن از ديگران، به فکر انجام مسئووليت هاي و وظايف خود باشيد.

- به ارزش هاي اعتقادي و فرهنگي يکديگر احترام بگذاريد.

فقط به دنبال عيب جويي از همسرتان نباشيد، عيوب خود را نيز رفع کنيد.

- مثبت بينديشيد و اضطراب را از خود دور سازيد. اگر بپذيريد هر کاري از جانب خداوند خير است، در زندگي اضطراب نخواهيد داشت.

- هرگز دشنام ندهيد و جدال نکنيد. بحث و جدل، آتش کينه را در دل شعله ور ساخته و حرمت ميان زن و شوهر را خدشه دار مي کند.

- دلي آرام و نيک خواه داشته باشيد. دل آرامي، يکي از راه هاي برقراري صلح و صفا بين شما و همسرتان است. براي رسيدن به آرامش، بايد به خداوند نزديک شد از ويژگي هاي همسر دل آرامي، مثبت انديشي، ايمان، جاذبه ي فکري و اميدواري ست.

عشق

- عاشقانه زندگي کنيد. براي رسيدن به عشق، از انجام هيچ کاري کوتاهي نکنيد.

- حساسيت هاي رفتاري همسرتان را بشناسيد و به آنها اهميت دهيد تا موجب بروز اختلال در روابط تان نشود.

- پيش از صحبت، تفکر کنيد. هر گاه حرفي مي زنيد، از قبل، به عواقب آن فکر کنيد تا بعد، شرمنده و پشيمان نشويد. يا توجه به شرايط روحي و جسمي همسرتان حرف بزنيد و از پرحرفي بپرهيزيد.

- تا جايي که مي توانيد، با يکديگر غذا بخوريد. جمع شدن افراد خانواده دور ميز يا سفره ي غذا، موجب افزايش روابط عاطفي و احساس نزديکي بيشتر آنان خواهد شد.

- شبکه ارتباطي خود را گسترش دهيد، يکي از علت هاي ايجاد افسردگي در خانواده ها، قطع ارتباظ با محيط بيرون از خانه است. اگر شما و همسرتان، نظرات متفاوتي در مورد نوع تفريح و ارتباطات داريد، چيزي را انتخاب کنيد که تا حد ممکن، هر دو، آن را ترجيح مي دهيد.

- به رشد يکديگر کمک کنيد. زن و شوهر بايد به منظور رسيدن به درجات معنوي والاتر، ادامه ي تحصيل، اشتغال و... شرايط رشد و پيشرفت يکديگر را فراهم کنند.

به جاي توقع داشتن از ديگران، به فکر انجام مسئووليت هاي و وظايف خود باشيد

- به يکديگر هديه دهيد، به همسرتان هديه دهيد چون نشان مي دهد به او توجه داريد. اين مساله به خصوص به آقايان توصيه مي شود چرا که بيشتر مردان معتقدند عشق و علاقه شان به همسرشان را در دل داشته و لذا لزومي ندارد که ان را در عمل نشان دهند در حالي زنان بالعکس تمايل فراواني دارند که به طور آشکار تحت محبت قرار بگيرند لذا هديه دادن و هديه گرفتن مي تواند دريچه جديد ارتباطي را بين زن و مرد بگشايد.

- بي ريا و صادق باشيد. اگر با اطرافيان خود صادقانه برخورد کنيد، علاوه بر راحتي خودتان، آنان هم شما را آسان تر مي پذيرند.

- به عهده خود وفا کنيد. اگر قولي به همسرتان مي دهيد، تمام تلاش خود را براي عمل کردن به آن، به کار گيريد.

- از نصايح و تجربيات پدر و مادرتان استفاده کنيد. استفاده از نصايح ديگران به اين معنا نيست که به آنان اجازه ي دخالت در زندگي خصوصي خود را بدهيد، بلکه از تجربيات آنان استفاده کنيد.

- همسر خود را با ديگران مقايسه نکنيد. اگر چه افراد نقايصي دارند اما خوبي هايي هم دارند. سعي کنيد به نکات مثبت همسر خود فکر کنيد.

تفاهم

- عيب پوشي کنيد. هميشه اول، خوبي هاي همسرتان را به او بگوييد و بعد با ظرافت، انتقاد کنيد و سعي نماييد معيار نقدهاي تان، منطقي و قابل قبول باشد هم چنين هرگز نزد ديگران، عيب همسر خود را بازگو نکنيد.

- خانواده گرا باشيد. هميشه براي خانواده تان اعتبار قائل شويد و به رشد و پيشرفت هم کمک کنيد.

- عذرخواه باشيد و خود نيز عذر ديگران را بپذيريد.

- رازدار باشيد. هم اسرار همسرتان را نزد ديگران و هم اسرار ديگران را نزد همسرتان فاش نکنيد.

- صبور و باگذشت باشيد. صبر و گذشت موجب مي شود دوستي صميمي براي همسرتان باشيد.

- همسرتان را از وضعيت اقتصادي موجود، آگاه کنيد. از درآمد هم، مطلع باشيد تا با هم فکري، برنامه ريزي بهتر انجام دهيد.

- به خلوت يکديگر احترام بگذاريد. گاهي اوقات افراد نياز دارند با خود خلوت و تفکر کنند؛ در اين صورت، آرامش همسرتان را به هم نزنيد.

هميشه اول، خوبي هاي همسرتان را به او بگوييد و بعد با ظرافت، انتقاد کنيد و سعي نماييد معيار نقدهاي تان، منطقي و قابل قبول باشد هم چنين هرگز نزد ديگران، عيب همسر خود را بازگو نکنيد.

 

- به فکر ايجاد تغييرهاي مثبت در خود و همسرتان باشيد. سعي  کنيد تغيير در حرکت به سمت تعالي و بالندگي باشد و پيش از تغيير، راه هاي درست ايجاد آن را بدانيد.

- به ياد خدا باشيد و از او کمک بخواهيد. با ياد خدا، دل ها آرام مي گيرد و مطمئن باشيد خداوند به شما کمک خواهد کرد.

 

ماهنامه شادکامي و موفقيت-فاطمه قربان

گروه خانواده و زندگي سايت تبيان- تغيير و تنظيم: مريم عطاريان


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 22/5/1389 - 13:36:54

نظر شما

نقل از تبیان

دفاع تمام قد احمدي نژاد از مشايي

محمود احمدي نژاد

محمود احمدي‎نژاد براي چندمين بار طي روزهاي اخير به دفاع از مواضع اسفنديار رحيم مشايي پرداخت و سخنان وي را حرف دولت عنوان کرد.

رئيس جمهور در حاشيه‌ جلسه‌ دولت در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سوالي در ارتباط با سخنان مشايي درباره مکتب ايراني و انتقاداتي که به اين سخنان شده است، اظهار کرد: ما همه بايد کمک کنيم که نظرات موافق و مخالف گفته شود و هرکس فکر و انديشه‌اي دارد آن را بيان کند، نظريات مطرح شود و ديگران نيز اگر مخالف هستند، نظرات خود را مطرح کنند. نبايد فضا را صفر و صد کنيم و نبايد وقتي کسي اظهارنظر کرد عده‌اي بيايند با خط‌کشي به گونه‌اي رفتار کنند که گويي دعوا وجود دارد. اين خوب نيست. در نظام جمهوري اسلامي ايران افراد بايد نظرات خود را بگويند. نظرات مخالف گفته شود.

وي افزود: يک حساسيت روي آقاي مشايي ايجاد کردند که اين حساسيت عادي نيست. غيرعادي است. هر مطلبي که گفته مي‌شود قسمتي از اين مطلب را مي‌زنند و روي آن مطلب شروع به تبليغات مي‌کنند و هرچه آقاي مشايي در آن مورد توضيح مي‌دهد مي‌گويند قبول نداريم.

حقيقت اين است که ايران کانون اسلام ناب است و ايران بالاترين نقش را در ترويج اسلام ناب داشته باشد. نقش ايران يگانه است و اين به معني ملي‌گرايي نيست، بلکه اين سخنان به معني شکر کردن خدا و تذکر به مسووليت‌هاست. وقتي که ما از ملت ايران تعريف مي‌کنيم اين بيانگر اين است که ملت ايران مسووليت زيادي دارد

وي ادامه داد: اين روش‌ها درست نيست. ملت ما جزو آزاده‌ترين ملت‌هاي دنياست. آقاي مشايي رييس دفتر رييس‌جمهور است و من به ايشان اعتماد کامل دارم. ايشان مومن به اصول جمهوري اسلامي ايران و انديشه‌هاي انقلاب هستند. مومن به خط ولايت و انساني پاک هستند. ايشان نظر مي‌دهند، ديگران نيز نظرات‌شان را مطرح کنند. دعوايي نيست. اگر نظرات ايشان را قبول نداريد عالمانه نقد کنيد. نبايد فضا را صفر و صد کنيد يا کفر و ايمان کنيد. ممکن است کسي انديشه‌اي داشته باشد، نظري داشته باشد و عده‌اي آن را قبول نداشته باشند. بايد در فضايي عالمانه نقد صورت بگيرد. حقيقت اين است که ايران کانون اسلام ناب است و ايران بالاترين نقش را در ترويج اسلام ناب داشته باشد. نقش ايران يگانه است و اين به معني ملي‌گرايي نيست، بلکه اين سخنان به معني شکر کردن خدا و تذکر به مسووليت‌هاست. وقتي که ما از ملت ايران تعريف مي‌کنيم اين بيانگر اين است که ملت ايران مسووليت زيادي دارد.

رييس‌جمهور خاطرنشان کرد: آقاي مشايي نيز همين موضوع را مطرح مي‌کند؛ اين‌که اگر ملتي خدمات شايسته‌تري دارد معناي آن اين است که مسووليت سنگيني دارد. ما بايد بين نظرات فکري و انديشه‌اي با بحث‌هاي سخيف باندبازي تفکيک قائل شويم و متاسفانه عده‌اي اين نظرات را با هم قاطي مي‌کنند.

وي با اشاره به اين‌که « سخنان مطرح شده يک نظريه است در مورد نقش ايران در رشد و بالندگي اسلام و اسلامي که ايران به دنيا عرضه مي‌کند و داراي ويژگي‌هايي است» ادامه داد: اين يک بحث علمي است و بحث سر و صدا کردن و محکوم کردن نيست. بحث علمي است. بالاترين تعاريف در مورد ايرانيان بعد از اسلام و قبل از اسلام توسط شهيد مطهري بيان شده است.

وي گفت: ما به حکومت‌هاي بعد از اسلام و قبل از اسلام ايراداتي داريم. فقط حکومت صفويه بوده که خدماتي کرده و به حکومت‌هاي قبل و بعد از آن ايرادات جدي داريم ولي اين‌جا بحث يک ملت است. يک ملتي که مانند يک رودخانه جاري است. ملت ايران اگر داراي برجستگي‌ها و ويژگي‌هاي ممتازي نبود اسلام را راحت نمي‌پذيرفت. آقاي مشايي مي‌گويد ملت ايران يک ملت با فرهنگ بود و چون با فرهنگ بوده است اسلام را پذيرفته است. برخي مي‌خواهند با اصرار بگويند که ملت ايران بي‌فرهنگ بود و چون بي‌فرهنگ بود اسلام را پذيرفت. بي‌فرهنگ جلوه دادن ملت ايران چه حسني دارد؟ آيا اين به نفع اسلام و ايران است. همه دنيا مي‌گويند و معتقدند که ايراني‌ها با فرهنگ بوده‌اند. حکومت‌هايي که در ايران حاکم بوده‌اند نماد ملت ايران نبوده‌اند. مثلا حکومت پهلوي آيا نماد ملت ايران بود؟ همه‌ حکومت‌ها نماد ملت ايران نبودند و وقتي که ملت ايران فرصتي پيدا مي‌کرد، آن‌ها را کنار مي‌گذاشت.

محمود احمدي نژاد

رييس‌جمهور بار ديگر تاکيد کرد: بحث‌هايي که مطرح مي‌شود بحث‌هاي علمي و نظري است و من خواهش مي‌کنم اگر برخي نقدي دارند آن را در فضايي عالمانه مطرح کنند. من به برخي از افرادي که صحبت‌هاي ايشان را نقد مي‌کردند گفتم که آيا صحبت‌هاي ايشان را خوانده‌ايد؟ گفتند نه. اين درست نيست. در فضاي انديشه بايد تمام صحبت‌ها خوانده شود. دولت فضا را صددرصد باز گذاشته است.

وي خاطرنشان کرد: بسياري از مطالب حتي از حوزه‌ نقد خارج مي‌شود، ولي ما جواب نمي‌دهيم. فضا بايد باز باشد. حرف دولت يک حرف بيشتر نيست و آقاي مشايي نيز اين حرف را مي‌زند، البته با يک ادبيات متفاوت. ملت ايران يک ملت اثرگذار در عرصه‌ فرهنگ و تمدن بوده است. اين چه چيزي است که بگوييم ايرانيان قبل از اسلام آتش‌پرست بودند؟ اين سخن مستند نيست، شايد برخي آتش‌پرست بودند ولي اين مشمول کل ملت ايران نبوده است. ملت ايران يگانه‌پرست بوده است و چون در سطح بالايي بوده و تراز بالايي قرار داشته، اسلام را پذيرفته، بالاترين خدمات را به اسلام کرده است. ايران و اسلام يکي شده است. مستکبران تلاش مي‌کنند که بگويند اسلام آن چيزي است که گروه‌هاي تندرو ارايه مي‌دهند. مي‌آيند سر مي‌برند و فرهنگ و سوادي نيز ندارند. اين‌ها ساخته و پرداخته خود دشمنان است.

وي با بيان اين‌که « ما بحث ام القرا را مطرح مي‌کنيم، ام القرا يعني چي؟ يعني پايگاه اصلي اسلام» ادامه داد: پيامبر اسلام گفته‌اند که ايرانيان مي‌آيند و پرچم اسلام را بلند مي‌کنند. ايران و اسلام در هم عجين شده است و وقتي کسي نام ايران و کلمه‌ ايراني را به کار مي‌برد به معناي ملي‌گرايي نيست. ملي‌گرايان کساني بودند که با نام ايران، با دشمنان ايران در جنگ تحميلي همکاري کردند.

وي ادامه داد: ملي‌گراترين ملي‌گرايان واقعي در ايران خداپرستان هستند و کساني که ايران را در خدمت اسلام مي‌دانند و در اين راه فداکاري مي‌کنند. اين‌ها بحث‌هاي نظري مستمر است، ولي آيا بايد به بحث‌هاي اصلي کشور تبديل و باعث ايجاد جبهه‌بندي در کشور شود. اين خوب نيست. در چارچوب اخلاق اسلامي نيست. اگر کسي سخناني را در طي سخنراني و در طي يک مقاله مي‌گويد و شما به آن نقد داريد، شما نيز نقدهاي‌تان را در يک سخنراني و در قالب يک مقاله بنويسيد.

اگر شما به سخني که مطرح مي‌شود ايراد داريد، ايراد آن را مطرح کنيد و نقد کنيد، عيب ندارد ما گوش مي‌دهيم؛ بالاخره يا رد مي‌کنيم يا مي‌پذيريم مساله، مساله فکري و فرهنگي است چرا عده‌اي آن را تبديل به دعواي سياسي مي‌کنند

وي ادامه داد: مي‌بينم يک عده نشستند، آماده هستند و مي‌خواهند وصله به دولت بچسبانند و منتظر هستند تا يک کلمه را بگيرند و اقدام کنند. من نيز گفتم که ايران يک مکتب است، ايران اکنون يک جغرافيا نيست، ايران يک فرهنگ و تمدن است، خيلي از ملت‌ها از پيشرفت‌هاي ملت ايران خوشحال مي‌شوند. ايران جهاني است و اين نقش تاريخي ايران است و هر کدام از اعضاء دولت به زباني اين حقيقت را مطرح مي‌کنند. اين تقدير از اسلام و مجاهدت ملت ايران و تذکر به مسووليت‌هاست همه دولت يک حرف بيشتر ندارند و يک سخن را مي‌گويند.

وي افزود: عده‌اي تا يک کلمه مطرح مي‌شوند، مساله‌سازي مي‌کنند، اگر شما به سخني که مطرح مي‌شود ايراد داريد، ايراد آن را مطرح کنيد و نقد کنيد، عيب ندارد ما گوش مي‌دهيم؛ بالاخره يا رد مي‌کنيم يا مي‌پذيريم مساله، مساله فکري و فرهنگي است چرا عده‌اي آن را تبديل به دعواي سياسي مي‌کنند.

احمدي‌نژاد تاکيد کرد: اين دولت ديني‌ترين دولت بعد از انقلاب بوده است من با قاطعيت مي‌گويم؛ اعضاي دولت بالاترين فداکاري‌ها را براي خدمت به مردم و اسلام ناب کرده‌اند. اين دولت در داخل و خارج از کشور از بالاترين سطح ادبيات ديني استفاده کرده است و حرف دولت يک چيز است و پاي آرمان‌هاي الهي ايستاده‌ايم و افتخار مي‌کنيم که ايراني هستيم و در جايي هستيم که کانون انديشه و فرهنگ اسلامي است و در خدمت ملتي هستيم که در گسترش اسلام و فرهنگ انسانيت نقش بسيار اثرگذاري داشته است، اين افتخارآميز است. اين افتخار باعث مسووليت‌هاي سنگين است و ما نمي‌توانيم شانه‌مان را از اين مسووليت‌ها خالي کنيم.

محمود احمدي نژاد

وي ادامه داد: ما بايد همه در راستاي انجام اين مسووليت‌ها و ماموريت‌ها تلاش و کمک کنيم تا فضاي لطيف آزادي انديشه که در ايران حاکم است، ادامه و تعميق پيدا کند. اگر کساني نقدي دارند و معتقدند که اين سخن اشتباه است از آقاي مشايي دعوت کنند با ايشان صحبت کنند، حتي مناظره کنند، بحث کنند چرا دعوا؟ برخي مي‌خواهند هر چيزي را تبديل به دعوا کنند. برخي مي‌خواهند دشمنان تحريم‌هاي غيرقانوني و همراهي برخي در داخل با دشمنان را تبديل به موضوع دست دوم کنند. توطئه‌هاي دشمنان تمام نشده است. مساله اول ساختن ايران و ايستادن در برابر دشمنان است. نبايد صفوف ملت‌ را به هم ريخت. صفوف ملت به هم پيوسته است.

وي خاطرنشان کرد: نبايد به گونه‌اي رفتار کنند که به صفوف ملت که به هم پيوسته است، خدشه‌اي وارد شود و مساله کساني که بايد از سوي ملت طرد شوند و شده‌اند و عليه ملت قيام کرده‌اند را کنار بگذارند و منتظر باشند از گوشه و کنار دولت کلمه‌اي پيدا کنند و شروع کنند به بحث کردن بر روي کلمه و بحث را به جايي ببرند که بگويند اين دولت کافر است.

رييس‌جمهور ادامه داد: من از آقاي مشايي نيز مي‌خواهم که در جمع‌هايي که انتقادي به صحبت‌هاي ايشان است، حضور پيدا کنند، صحبت کنند تا مسائل و حرف‌ها روشن شود. ملت ايران آگاه است، به صحبت‌ها گوش مي‌دهد و انتخاب مي‌کند. اين مسائل بايد در دانشگاه‌ها به بحث گذاشته شود. از سوي دولت افرادي مي‌روند، همچنين آقاي مشايي مي‌رود تا در اين مناظره‌ها شرکت کند و اين مناظره‌ها بر پا شود براي کشف حقيقت نه محکوم کردن ديگران.

وي در پاسخ به سوالي مبني بر اين‌که عده‌اي معتقدند مشايي چون مسووليت اجرايي دارد، نبايد در بحث‌هاي نظري و انديشه‌اي وارد شوند، گفت: چرا نبايد دولت به بحث‌هاي نظري وارد شود، اجرا بدون تئوري معنا ندارد، اين‌که دولت مباني فکري دارد و بايد اين مباني فکري خود را مطرح کند و ديگران نيز اگر نقدي دارند نقد خود را مطرح کنند، ولي نبايد مسائل را به مرز کفر و ايمان کشاند، بايد به صحبت‌ها گوش داد، آيا نبايد رييس‌جمهور راجع‌ به مسائل نظري عقيده‌اش را مطرح و بحث کند. پس چه کسي بحث کند؟ نمي‌گويم ديگران بحث نکنند، ديگران نيز بايد عقايد‌شان را مطرح کنند، ولي دولت نيز بر اساس پايه نظري کشور را اداره مي‌کند و بايد نظراتش را بگويد. وقتي که ما بحث مديريت جهاني و يا عدالت را مطرح مي‌کنيم بر اساس يک نظريه مطرح مي‌کنيم و نظريه داريم، ديگران نيز نظر بدهند اشکالي ندارد. اين‌که بگوييم مديران فقط اجرا کنند و نظر ندهند درست نيست. مديريت اجرايي در عين حال که مغز برنامه‌ريزي و اداره کشور است، بايد همراه با تفکر و انديشه باشد، دولت بايد تئوري داشته باشد و مديران جامعه نيز بايد جزو عالم‌ترين افراد جامعه باشند.

منبع:خبرآنلاين

تنظيم:س.آقازاده


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 22/5/1389 - 13:33:09

نظر شما

بنان

موسیقی ما زبان ماست، ادبیات ماست. این را باید حفظ کنیم البته با متدهایی که با موسیقی علمی کمی تطبیق داشته باشد. یعنی باید بهترش کنیم و از این حالت یکنواختی و حزن و غم کمی خارجش سازیم.

به گزارش «خبرآنلاین»، ‌غلامحسین بنان  اردیبهشت‌ماه 1290در تهران زاده شد. از شش سالگی به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت. اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش مرحوم ناصر سیف بوده‌اند.

صدای بنان از سال 1321 از رادیو به گوش مردم ایران رسید و این آغازی بود برای معرفی یکی از ماندگارترین خوانندگان موسیقی سنتی در ایران. در همین زمان استاد روح‌الله خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد. در طول فعالیت هنری خود، حدود 350 آهنگ اجرا کرد، یکی از ویژگی‌های صدای او زیر و بم‌ها و تحریرهای او بود.

در سال 1332 به پیشنهاد مرحوم خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد. در سال 1334 هم رییس شورای موسیقی رادیو شد. از ماندگارترین ترانه‌های بنان می‌توان به آهنگ آذربایجان، آمدی جانم به قربانت، یار رمیده و الهه ناز اشاره کرد.

گفت‌وگویی که در ادامه می‌خوانید مربوط است به سال 1354 زمانی که استاد به رادیو پشت کرده بود. برنامه‌سازان برنامه گلچین رادیو از رادیو ایران به خانه‌اش می‌روند و به مناسبت سالگرد تاسیس رادیو هم که شده او را به گفت‌وگو می‌خوانند.

بنان درباره ورود به دنیای موسیقی می‌گوید: من از بچگی در خانواده‌ام ساز و موسیقی بود و همیشه یادم هست در خانه پیانو داشتیم، ارگ داشتیم و خواهرهای من هم ساز می‌زدند. از همان دوران ذوق پیدا کردم و کار با اساتید قدیمی را شروع کردم البته یواشکی و از ترس پدرم درس هم می‌خواندم بعد یواش‌یواش معلمان جدید پیدا می‌کردم و از هر کدام چیزی یاد می‌گرفتم یا از قدما چیزی گوش می‌کردم و به من توضیح می‌دادند که اسمش چیست و.. .و بالاخره در یک تصادفی برخوردم به آقای کلنل وزیری و روح‌الله خالقی. این بود که یک مدتی در انجمن موسیقی ملی و هنرستان موسیقی ملی بودم که آقای کلنل وزیری و آقای خالقی هم آنجا بودند. بعد از شهریور 1320 و دیرتر از هم‌دوره‌ای‌هایم به روی صحنه آمدم چون مدتی خوزستان بودم و بعد شروع کردم به کار کردن در رادیو.

راجع به رادیو و قبل از رادیو برایمان بگویید؟

من قبل از رادیو فعالیت داشتم اما رادیو نبود. برای دوستان در بعضی جلسات خصوصی برای اینکه تمرینی داشته باشم، می‌خواندم تا اینکه شهریورماه 1320 وقتی رادیو افتتاح شد وارد اینکار شدم البته آن زمان من ماموریت خوزستان را داشتم. سال 1319 رادیو افتتاح شد اما من 9 ماه دیرتر از آقایان به رادیو آمدم.

اولین مرد خواننده‌ای که به رادیو آمد ادیب خوانساری بود که مورد احترام من هستند و خواهد بود و بعد هم عبدالعلی وزیری آمد و بعد از آن خانم روحبخش و خانم قمرملوک وزیری و خانم ملوک ضرابی که مثل همین الان به صورت افتخاری در اعیاد در رادیو شرکت می‌کرد. عرض کردم  به خاطر ماموریتی که در خوزستان داشتم کار در رادیو را دیرتر شروع کردم و در آن زمان استاد ادیب خوانساری که من هم به خودشان و هم به کار و سبکشان علاقه دارم بسیار با قدرت حضور داشتند. از هم‌نسل‌های خودم هم قوامی به لحاظ صدا و کار قدرت فوق‌العاده‌ای در آن زمان داشت.

ماموریتم که تمام شد و به تهران آمدم آقای وزیری، رییس اداره کل هنرستان موسیقی آن زمان از من دعوت کرد که به رادیو بیایم و من هم این دعوت را قبول کردم. هرگز یادم نمی‌رود اولین حقوقم به‌عنوان یک خواننده درجه یک یکصد تومان بود. من ابتدا در کنسرت مرحوم سنجری بزرگ، پدر حشمت سنجری فعالیت می‌کردم و بعد از آنکه متوجه شدم در ارکستر باید چه کارهایی انجام دهم، پیش مرحوم آقای خالقی رفتم و در ارکستر ایشان فعالیت می‌کردم تا اینکه ایشان فوت کردند. آقای خالقی حق بزرگی بر گردن من دارند چون شهرتم را مدیون آقای خالقی هستم.

اولین ترانه‌ای که خواندید چی بود؟

اولین ترانه را در اصفهان خواندم و الان اسمش خاطرم نیست، خانم ملوک ضرابی ابتدا این ترانه را خوانده بود و بعد از من خواستند به صورت آزمایشی آن را بخوانم و من هم آن را خواندم. هیچ یادم نمی‌آید چی بود ولی فکر می‌کنم مال آقای سنجری بود.
معروف‌ترین ترانه‌ای که شما اجرا کردید و در گذشته شنونده‌ها آن را می‌خواستند و الان نیز آن را می‌خواهند آهنگی به نام الهه ناز و برای آقای محسنی است.

آقای اکبر محسنی خیلی با من رفیق است و همیشه با هم در ارکستر همکار بودیم. یک روز به من گفتند آقای بنان من این آهنگ را به یکی دو تا خانم دادم خواندند اما لانسه نشده و پولی هم از آن در نیامده این را خواهش می‌کنم تو بخوان! من خواندم و پولی گرفتیم.(با خنده)

چه سالی آن را اجرا کردید؟

17، 18سال قبل.

آهنگ دیگری هست برای مرحوم مرتضی محجوبی به نام من از روز ازل... شما اول آن را اجرا کردید یا کسی دیگر؟ چه طور شد این کار تقسیم شد؟

در جاهای دیگر یک آهنگ را افراد مختلف اجرا می‌کنند اما اینجا بعضی‌ها فکر می‌کنند آهنگی که من خواندم را نباید کس دیگری بخواند در حالی که باید بخواند، هر کس یک بویی می‌دهد و هر کس یک جور دیگر آهنگ را در می‌آورد. این بود که یکی از خواننده‌ها به پیرنیا گفت که من از این آهنگ خوشم می‌آید و پیرنیا گفت که ببینید بنان موافقت می‌کند و من هم گفتم هر آهنگی من خواندم و ایشان دلش خواست، بخواند. شعر این کار برای رهی  معیری است که از رفقای خوب و وارسته من بود.

هیچ خاطره قشنگی از دوران فعالیت‌تان در رادیو دارید؟

یک زمانی من جوان و شلوغ بودم؛ فرض کنید که فردا در رادیو اجرا داشتیم و یکی از رفقا می‌گفت بیا تا کرج برویم و برگردیم. ما رفتیم و بالاتر و بالاتر، سر از رشت درآوردیم! شب هم ماندیم فردا با عجله آمدیم، نفسم بند آمده بود و همسرم هم خبر نداشت من رفتم و چرا شب نیامدم همین که داشتم شروع به خواندن می‌کردم و چشمم به اتاق فرمان افتاد، دیدم همسرم آنجا ایستاده است و من شعر را عوضی خواندم! باید می‌گفتم به تماشای درخت و چمنش حاجت نیست...هر که در خانه چو تو سرو روانی دارد گفتم چمن درخت...درخت چمن. همه اپراتورها خنده‌شان گرفته بود.

از آهنگسازان زمان شما چه کسانی در اوج بودند؟

مرتضی محبوبی در درجه اعلا بود و بعد مرحوم خالقی و فرقش هم این بود آهنگ‌هایی که آقای خالقی می‌ساخت، هارمونی هم همراه کار بود و این کارها را خودش می‌کرد و به یک عده‌ای هم هارمونی کردن را یاد داد و امروز هم به غیر از جواد معروفی و علی تجویدی اکثرا آهنگسازها هارمونی آهنگ‌هایشان را خودشان نمی‌نویسند.

گمان نمی‌کنم کسی طراحی آقای علی تجویدی را در آهنگ ساختن داشته باشد. در کنار اینکه صدایش نیز خوب است و خوب ترانه می‌سازد. خاطرم هست مرحوم رهی معیری به او می‌گفت تو خودت که آن قدر خوب ترانه می‌سازی شعرش را هم خودت بگو، ولی تجویدی  می‌گفت نه من ممکن است شکست بخورم و بگویند چرا آهنگ‌ساز خودش ترانه ساخت. این بود که خواهش می‌کرد رهی معیری برایش این کار را انجام دهد. تجویدی آهنگ خیلی خوبی نیز برای من ساخت به نام مرا عاشقی شیدا... بهترین آهنگی بود که خواندم و خود تجویدی هم وقتی این نوار تمام شد آن را روی سرش گذاشت و آن را بوسید. واقعا مرد حق‌شناسی است.

در مورد کلاس‌هایی که داشتین و شاگرد‌های که تربیت کردین کمی توضیح بدید؟

کلاس‌هایی که برای مدرسه هنرستان عالی موسیقی بود یک بحث دیگری داشت؛ رسمی بود مثل همه مدارس  سر یک ساعتی می‌آمدن و سر ساعت چهار که زنگ می‌خورد می‌رفتند منزل؛ هم خانم بودند و هم آقا...
از شاگردهای  من هم آقای ابراهیمی هستن که الان در هنرهای زیبا سه تار و تار می‌زنند. ایشان صدای خوبی دارد که کارش را رهاکرد و رفت سراغ سه تار و بعد هم کلا کار را رها کرد. شاگردهای زیادی بودند که با آنها کار کردم که متاسفانه خیلی‌هاشان رها کردند و رفتند و در رادیو نماندند.

در مورد موسیقی ایرانی، آواز خواندن، در مورد کار جوان‌ها و در مورد کار افرادی که در زمینه موسیقی کلاسیک ایرانی دارند، فعالیت می‌کنند صحبتی دارید؟

عرض کنم حضورتان موسیقی ما زبان ماست، ادبیات ماست. این را باید حفظ کنیم البته با متدهایی که با موسیقی علمی کمی تطبیق داشته باشد. یعنی باید بهترش کنیم و از این حالت  یکنواختی و حزن و غم کمی خارجش سازیم. راه دیگری هم نیست برای اینکه ما دیدیم و شنیدیم اروپاییان که در موسیقی اصیل هستند نه اینهایی  که برای کوچه بازارشان کار می‌کنند، آنها عقیده دارند که ریشه موسیقی‌شان، ریشه موسیقی ماست و موسیقی‌شان از موسیقی ما سرچشمه گرفته است ولی آنها کار  و فعالیت کردند و ما کار نکردیم آنها  موسیقی خود را حفظ کردند و ما نکردیم.

آقای بنان من فکر نمی‌کنم شما تا به حال  کار بد ضبط کرده باشید چون تمام کارهای شما زیبا و شنیدنی است اما  به نظر خودتان بهترین کار شما کدام کار بوده است؟

والا قدیم قبل از اینکه من در رادیو باشم وقتی در کنسرت‌ها بودم، کنسرت‌های انجمن موسیقی  و آهنگ‌های  خیلی خوبی از آقای وزیری خواندم  ولی اخیرا کارهایی که خیلی دوست داشتم که در رادیو دیگر عرضه شد و آن زمان نبود، یکی  کار آقای وزیری بود؛ آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا...  یکی  هم آهنگی در سه‌گاه برای آقای تجویدی است که خیلی دوستش دارم و  البته خودشان هم خیلی دوست دارم؛ مرا عاشقی شیدا مست و بی پروا تو کردی / مرا عاقبت رسوا  فارغ از دنیا تو کردی...


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 8/5/1389 - 02:12:55

نظر شما

دکتر ولایتی2
مردم همچنان اين نظام و مردم سالارى دينى و مبنا و چارچوب قانون را قبول دارند.

    مشاور مقام معظم رهبرى در امور بين‌الملل گفت: آنهايى که در مسير ظلمات درهم ريختگى سياسى ادعاهايى دارند بدانند که ره به جايى نخواهند برد

وى اضافه کرد: مردم ما به آسانى از کسى تبعيت نمى‌کنند مگر به آن شخص اطمينان داشته باشند.

مشاور مقام معظم رهبرى در امور بين‌الملل آرمان انقلاب را اسلام و خط آن را ظلم‌ستيزى و سازش ناپذيرى در برابر ظلم دانست و تصريح کرد: چشم همه ما بايد به سمت چراغ پرفروغى باشد و در مسير پرفراز و نشيب ظلمات درهمريختگى سياسى بايد بدانيم غير از مسير تبعيت از رهبرى حرکت نکنيم.
ولايتى گفت: برخى اشخاص ادعاهايى دارند؛ اينها بايد بدانند که ره به جايى نخواهند برد. البته براى نظام جمهورى اسلامى مشکلاتى را ايجاد مى‌کنند، کما اينکه در دوران اول پيروزى انقلاب اسلامى مشکلات زيادى براى کشور به وجود آمده بود.
وى در عين حال تصريح کرد: براى اينکه سفيدى را ببينيم بايد سياهى را بفهميم و همچنين براى اينکه خوبى را احساس کنيم بايد بدى را بچشيم.
ارتباط توام با احترام با خارجى‌ها واجب است
ولايتى ارتباط توام با احترام متقابل يا حقوق برابر با خارجى‌ها را نه تنها مجاز بلکه واجب دانست و اظهار داشت: مردم ايران هيچ وقت مردم منزوى نبودند و نيستند و در بين اديان الهى دينى پيدا نمى‌شود که روابط عمومى پيروان آن بهتر از روابط عمومى مسلمانان باشد.
وى با اشاره به قابليت برون گرايانه اسلام گفت: البته اين مسئله با ارتباطى يک جانبه خلط نشود و بايد مراقب باشيم که ارتباط با بيگانه بر اساس آگاهى، احترام و حقوق برابر باشد.
مشاور مقام معظم رهبرى در امور بين‌الملل با بيان اينکه امروز نوع نفوذ دشمنان با گذشته فرق مى‌کند، اظهار داشت: زمانى دشمنان با کشتى توپ دار به مقابله با ايران مى‌آمدند ولى امروز از طريق رسانه‌هاى جمعى و بنگاه‌هاى خبرپراکنى به رويارويى با نظام جمهورى اسلامى آمدند.
کمک به فرنگى‌ها براى شکلدهى تبليغات عليه نظام آفت است
وى افزود: اينکه فردى به لحاظ سياسى مشکل پيدا کند و با رسانه‌هاى خارجى ارتباط برقرار کند بايد بداند رسانه‌هاى بيگانه اسلحه وى براى ايجاد ارتباط با آمريکا و انگليس و ضربه زدن به نظام جمهورى اسلامى است.
ولايتى به تصويب ده‌ها ميليون دلار بودجه در کنگره آمريکا براى مقابله با جمهورى اسلامى اشاره کرد و يادآور شد: در حال حاضر اين مقابله از طريق حمايت و ايجاد بنگاه‌هاى خبرپراکنى و خبرگزارى‌ها و شبکه‌هاى ماهواره‌اى انجام مى‌گيرد.
مشاور مقام معظم رهبرى در امور بين‌الملل تصريح کرد: متاسفانه برخى‌ها در کشور دچار مشکل سياسى مى‌شوند و نمى‌توانند در اين کاروان طريق، مردم را همراهى کنند به دشمنان پناه مى‌برند و اين حرکت مثل اين است که از بيگانگان اسلحه بگيرند و گلوله آن را بر سينه مسلمان فرود آوردند.
وى کمک‌کردن به فرنگى‌ها براى شکل دهى تبليغات عليه نظام جمهورى اسلامى را يکى از آفت‌هايى دانست که ممکن است به انقلاب اسلامى صدمه بزند و در همين زمينه تصريح کرد: آمريکا و انگليس و غيرايرانى‌هاى فرنگى مى‌خواهند از ايران حکومتى مشابه آن چيزى که مد نظر آنهاست ايجاد شود و از اينکه حکومت اسلامى در ايران وجود دارد بسيار نگران هستند.
مردم ما به مردم سالارى دينى پايبند هستند
ولايتى حضور 85 درصدى مردم در انتخابات رياست جمهورى را يکى از نتايج موفق مردم سالارى دينى در ايران دانست و گفت: آنهايى که به اين انتخابات اعتراض دارند حرفشان اين نيست که 85 درصد مردم در اين انتخابات شرکت نکردند.
وى اضافه کرد: اين حضور باشکوه مردم در انتخابات نشان مى‌دهد که مردم همچنان اين نظام و مردم سالارى دينى و مبنا و چارچوب قانون را قبول دارند.
مشاور مقام معظم رهبرى در امور بين‌الملل يادآور شد: هنر نظام اين است که برخلاف ساير کشورها که حدود 30 تا 40 درصد مردم در انتخابات‌ها شرکت مى‌کنند، 85 درصد مردم در انتخابات رياست جمهورى شرکت کردند و اين نشان دهنده پايبندى آنها به مردم سالارى دينى و نظام است.
خارجى‌ها زير بغل برخى افراد هندوانه مى‌گذارند
ولايتى با اشاره به دخالت بيش از اندازه خارجى‌ها در امور داخلى کشورمان و پناه بردن عده‌اى از نيروهاى داخل کشور به آنها اظهار داشت: افرادى که به دنبال اداره حکومت هستند يا بايد به مردم تکيه داشته باشند و يا به کشورهاى خارجى و اگر قرار باشد پشتوانه مردمى را براى خود برگزينند بايد اعتقادات مردم را باور داشته باشند و اگر اين اعتقادات را باور نداشته باشد بايد متنبه شوند.
وى اضافه کرد: اگر اين افراد براى حيات خودشان به مردم پشت کنند و به خارجى‌ها روى آورند، خارجى‌ها مرتب هندوانه زير بغل اين افراد مى‌گذارند، در اين زمان است که آنها عليه نظام سخن مى‌گويند و خبر آنها خبر اول راديو بيگانه مى‌شود.
مشاور مقام معظم رهبرى در امور بين‌الملل با بيان اينکه اين افراد براى بازگرداندن نفوذ صهيونيست‌ها تلاش مى‌کنند، اظهار داشت: در واقع آنها جاده صاف کن حکومت سکولار هستند.
وى يادآور شد: اگر اين افراد موفق شوند، همان طورى که براى روى کارآمدنشان به خارجى‌ها تکيه مى‌کنند، براى اداره کشور هم به آنها وابسته مى‌شوند و اين نفوذ استکبار در ايران را بيشتر مى‌کند و اگر اين گونه شود معلوم نيست کشورى به نام ايران بااقتدار سرپا بماند يا خير.
ولايتى بر لزوم انسجام ملت، تبعيت از رهبرى، مراقبت و هوشيارى از بازگشت نفوذ خارجى‌ها به کشور تاکيد کرد و گفت: بدون ترديد امروز جمهورى اسلامى ايران قدرت اول منطقه است، در حالى که مردم اين کشور در قبل از انقلاب حتى اختيار کشور خودشان را نداشتند.
رهبرى در مقابل زيادهخواهىهاى استکبار ايستادند
مشاور مقام معظم رهبرى در امور بينالملل در بخش ديگرى از سخنان خود با اشاره به برخى عوامل ماندگارى انقلاب اسلامى اظهار داشت: انسجام مردم و تبعيت آنها از رهبرى چه در زمان کنونى و چه در زمان رهبرى امام خمينى(ره) از مهمترين عوامل ماندگارى انقلاب اسلامى ايران است.
ولايتى با مقايسه بين دوران قبل و بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، تصريح کرد: در زمان پهلوى و قاجار کشور ما مستقل نبود و فرنگىها هر کارى که مىخواستند در اين کشور انجام مىدادند، گويى در خانه خودشان بسر مىبردند.
وى اضافه کرد: وقتى انقلاب اسلامى به ثمر نشست امام خمينى(ره) فرمودند که ما آمريکا را زير پا مى گذاريم، اکنون نيز مقام معظم رهبرى با اقتدار و صلابت مقابل همه زيادهخواهىهاى ايستادند.
ولايتى با اين توصيف که در حال حاضر دندانهاى انگليسىها ريخته است، اظهار داشت: انگليسىها در تفکرشان حالت تحجر دارند و فکر مىکنند همان انگليس قرن 19 هستند. آنها بدانند نه انگليس همان انگليس قرن 19 است و نه ايران ما در قرن قاجار بسر مىبرد.
نقش قم در ايجاد انقلاب و تداوم آن
مشاور مقام معظم رهبرى در امور بينالملل در بخش ديگرى از سخنان خود قم را مرکز انقلاب اسلامى دانست و افزود: نظام جمهورى اسلامى نماد احياى اسلام است و مشابه اين نظام بعد از ائمه اطهار(ع) تاکنون به وجود نيامده است. اين مسئله تعارف و تعريف بى جا و اغراق از انقلاب اسلامى نيست، بلکه واقعيتى است که همه دوستان و مخالفين نظام به آن پى بردهاند.
وى خاطرنشان کرد: با وجود همه هجمهها و جنگ تبليغاتى عليه جمهورى اسلامى، ميزان اعتقاد مردم به نظام، هويت اسلامى و دينى و ملى آن قدر محکم است که همچنان پاى اين نظام ايستادهاند.
ولايتى نگه داشتن انقلاب اسلامى را مهمتر از ايجاد آن دانست و اظهار داشت: قم همان طورى که در به ثمر رسيدن انقلاب اسلامى نقش مهمى ايفا کرد بايد در حفظ اين گوهر نيز همچنان نقش کليدى خود را ايفا کند.


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 8/5/1389 - 01:58:38

نظر شما

دکتر ولایتی
سمت اجرايى:
 مشاور مقام معظم رهبرى در امور بين الملل ( از سال 1376 تا کنون)
 وزير امور خارجه جمهورى اسلامى ايران (از آذر ماه 1360 لغايت خرداد 1376)
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام( از بدو تاسيس تا کنون)
عضو شورايعالى انقلاب فرهنگى (از سال 1368)
دبير كل مجمع جهانى اهل بيت (ع) از79 تا مهر 1381
نماينده تهران در اولين دوره مجلس شوراى اسلامى
معاون وزير بهداشت
 استاد تاريخ روابط خارجى ايران در دانشكده روابط بين الملل وابسته به وزارت امور خارجه
 استاد دانشكده پزشكى دانشگاه علوم پزشكى تهران
 رئيس شوراى عالى نظام پزشكى جمهورى اسلامى ايران
عضو هيأت مديره نظام پزشكى تهران (از3 مهرماه 1370)
عضو شوراى عالى سياست گذارى دايره المعارف دفاع مقدس
عضو پيوسته منتخب فرهنگستان علوم پزشكى ايران (از سال 1369)
عضو هيئت امناى بنياد دايره المعارف اسلامى براى سه دوره
 
سمت علمى:
 عضو هيأت امنا ى دانشگاه علوم پزشكى تهران (از سال 1370 تا سال 1377)
 عضو هيأت امناى دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى (از سال 1370 تا كنون)
عضو شورايعالى انستيتو تحقيقاتى سل و بيماريهاى ريوى كشور (از سال 1371)
رئيس هيأت تحريريه مجله پزشكى جمهورى اسلامى ايران
رئيس هيأت مديره انجمن متخصصين بيماريهاى عفونى و گرمسيرى ايران(از سال 1371)
رئيس شوراى مركزى انجمن اسلامى پزشكان ايران(1371)
رئيس گروه اسلام معاصر ـ بنياد دائرﻩ المعارف اسلامى(از سال1377)
رئيس مركزآموزشى پژوهشى درمانى سل و بيماريهاى ريوى
نماينده فرهنگستان علوم پزشكى در هيأت امناى فرهنگستانها
دبير شوراى مركزى انجمن اسلامى پزشكان ايران
مدير مسئول و صاحب امتياز مجله بيماريهاى عفونى گرمسيرى
عضو شورايعالى نظام پزشكى جمهورى اسلامى ايران (از 19 بهمن ماه سال 1370)
رئيس گروه علمى طب سنتى و طب اسلامى فرهنگستان علوم پزشكى (از11 تيرماه 1371)
رئيس هيئت مديره انجمن متخصصين بيماريهاى عفونى وگرمسيرى ايران (از سال1371)
نماينده فرهنگستان علوم پزشكى در هيئت امناى فرهنگستانها (از 18/5/1373)
عضو هيئت تحريريه مجله علمى دانشگاه علوم پزشكى وخدمات بهداشتى ـ درمانى قزوين
عضو انجمن اسلامى فارغ التحصيلان اروپا، آمريكا و اقيانوسيه (از 1374)
عضو افتخارى انجمن علمى پيوند اعضاء (از 1374)
عضو هيئت امناء دانشگاه علوم پزشكى و خدمات بهداشتى ـ درمانى شهيد بهشتى(22/12/1374)
 
عضويت در انجمن هاى تخصصى و پژوهشى:
عضويت در مجامع بين المللى:
 1- عضويت در  IUATLD/UICTMR  از 1994
  International Union Against Tuberculosis and Lung Disease 
 2- عضو انجمن جهانى تاريخ طب
 3- رئيس كنفرانس منطقه اى  IUATLD در ماه دسامبر 1995
سوابق شركت و عضويت در مجامع:
 ب )عضو هيئت علمى
1- اولين كنگره ايمونولوژى و آلرژى ايران 14-19 آبان 1367 تهران دانشگاه علوم پزشكى تهران، دانشكده پزشكى
2- كنگره بين المللى سل، سال 1367 دانشگاه علوم پزشكى مشهد ـ مشهد
3- دومين كنگره بيماريهاى عفونى و گرمسيرى ايران، 9-13 مهر ماه 1368، تبريزـ ايران
4- دومين كنگره ايمونولوژى و آلرژى ايران 8 آبان 1368 تهران دانشگاه علوم پزشكى تهران، دانشكده پزشكى
5- اولين سمينار طب اجتماعى و پيشگيريى اطفال در ايران، 12 مهر ماه 1369 دانشگاه علوم پزشكى زاهدان ـ زاهدان
 6- كنگره سراسرى ايران، 16 مهر ماه 1369 دانشگاه علوم پزشكى مشهد با همكارى سازمان بهداشت جهانى، بيمارستان امام رضا (ع) ـ مشهد
7- اولين كنگره سراسرى بيماريهاى ان?لى در ايران، 26 –24 مهرماه 1369 دانشگاه علوم پزشكى، ?يلان ـ رشت
8- سم?وزيوم سالانه سل كشور و بازآموزى، 24 مهرماه 1370 دانشگاه علوم پزشكى تهران ـ تهران
9- اولين كنگره منطقه اى بيوتكنولوژى، 3 آذر 1370 سازمان پژوهشهاى علمى و صنعتى ايران ـ تهران
10- اولين سمينار سراسرى برنامه هاى تنظيم خانواده، 2-3 ارديبهشت 1371 دانشگاه علوم پزشكى مشهد- مشهد
11- كنگره سراسرى سل كشورى و باز آموزى، 25-27 مهرماه 1371 دانشگاه علوم پزشكى ـ اصفهان
 
ج) عضو هيأت ممتحنه:
1- عضو هيأت ممتحنه و ارزشيابى رشته تخصصى بيماريهاى عفونى (دانشگاه علوم پزشكى تهران1365-1374)
2- عضو هيأت ممتحنه و ارزشيابى رشته فوق تخصصى عفونى اطفال (وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكى 1371-1374)
3- عضو هيأت ممتحنه و امتحانات برد تخصصى بيماريهاى عفونى و گرمسيرى (وزارت بهداشت   درمان و آموزش پزشكى 1365-1373)
4- عضو هيأت ممتحنه و ارزشيابى رشته و فوق تخصصى عفونى اطفال (وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكى 1374-1376)

موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 8/5/1389 - 01:53:42

نظر شما

ملا صدرا


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 5/5/1389 - 16:46:44

نظر شما


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 3/5/1389 - 23:06:50

نظر شما


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 3/5/1389 - 23:06:14

نظر شما


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 3/5/1389 - 23:05:41

نظر شما

مسابقه ارسال عکس با موضوع نیمه شعبان


موضوع : مطالب عمومی
لینک ثابت

نوشته شده توسط nahj-albalagheh در 3/5/1389 - 23:01:56

نظر شما

:: م013
:: م012
:: م011
:: م010
:: م09
:: م08
:: م07
:: م06
:: م05
:: م04
:: م03
:: م02
:: م02
:: م01
:: ملا صدرا

نمایش صفحه ی 1 از 239 (15 نمایش در هر صفحه )
<-- [ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 | 43 | 44 | 45 | 46 | 47 | 48 | 49 | 50 | 51 | 52 | 53 | 54 | 55 | 56 | 57 | 58 | 59 | 60 | 61 | 62 | 63 | 64 | 65 | 66 | 67 | 68 | 69 | 70 | 71 | 72 | 73 | 74 | 75 | 76 | 77 | 78 | 79 | 80 | 81 | 82 | 83 | 84 | 85 | 86 | 87 | 88 | 89 | 90 | 91 | 92 | 93 | 94 | 95 | 96 | 97 | 98 | 99 | 100 | 101 | 102 | 103 | 104 | 105 | 106 | 107 | 108 | 109 | 110 | 111 | 112 | 113 | 114 | 115 | 116 | 117 | 118 | 119 | 120 | 121 | 122 | 123 | 124 | 125 | 126 | 127 | 128 | 129 | 130 | 131 | 132 | 133 | 134 | 135 | 136 | 137 | 138 | 139 | 140 | 141 | 142 | 143 | 144 | 145 | 146 | 147 | 148 | 149 | 150 | 151 | 152 | 153 | 154 | 155 | 156 | 157 | 158 | 159 | 160 | 161 | 162 | 163 | 164 | 165 | 166 | 167 | 168 | 169 | 170 | 171 | 172 | 173 | 174 | 175 | 176 | 177 | 178 | 179 | 180 | 181 | 182 | 183 | 184 | 185 | 186 | 187 | 188 | 189 | 190 | 191 | 192 | 193 | 194 | 195 | 196 | 197 | 198 | 199 | 200 | 201 | 202 | 203 | 204 | 205 | 206 | 207 | 208 | 209 | 210 | 211 | 212 | 213 | 214 | 215 | 216 | 217 | 218 | 219 | 220 | 221 | 222 | 223 | 224 | 225 | 226 | 227 | 228 | 229 | 230 | 231 | 232 | 233 | 234 | 235 | 236 | 237 | 238 | 239 ] -->

خوش آمديد ميهمان

عضو شويد
ارسال کلمه عبور

:: خبر مهم

کارشکنی

نقش اشرافیت کوفه در کارشکنیهای صورت گرفته در حکومت حضرت علی علیه السلام تا چه اندازه بوده است؟

صد درصد
بسیار زیاد
کم
خیلی کم
بی اثر


فرق ایمان با اسلام در چیست؟

فرقی ندارد
ایمان در ادامه اسلام است
ایمان راهی جداست
هیچکدام


بیشترین رجوع شما به نهج البلاغه برای یافتن کدام نیاز علمی است؟

منطقی
فلسفی
عرفانی
فقهی
حسی


بیشترین اثر بخشی نهج البلاغه در چیست؟

موضوعیت مکانی
موضوعیت زمانی
حکمت
عدل


صداقت

بین سخن و عمل مولا تفاوتی قابل تصور است؟

خیر
بلی
شاید
بعید نیست
این سوال از اساس باطل است


عقل

عاقل چه کسی است؟

کسی که برای آینده برنامه ریزی اقتصادی داشته
کسی که گناه نکند
کسی که با تقوا باشد
کسی که خوش خلق باشد
هیچکدام


شرع

میزان تعهد نسل حاضر نسبت به شرع چقدر است؟

50%
75%
100%
تعهدی ندارد


کدام جنبه نهج البلاغه را دوست دارید؟

بعد حکومتی
بعد علمی
بعد تاریخی
بعد عرفانی


علت نشناختن حضرت علی علیه السلا چیست؟

اختلاف سطح علمی
اختلاف سطح اجتماعی
اختلاف سطح زمانی
غفلت
هیچکدام


دوست خدا کیست؟

کسی که از خدا راضی است
کسی که خدا از او راضی است
هیچکدام
هردو


بیشترین اندوه حضرت از دست چه کسانی است؟

کسانی که جنگ نهروان را به پا کردند
کسانی که باعث شهادت صحابه رسول خدا شدند
کسانی که خلخال از پای زنان در زمان حکومت اسل
کسانی که همسر رسول خدا را به میدان جنگ آوردن


چرا حضرت با معاویه کنار نیامدند؟

چون در دراز مدت اسلام ضرر می کرد
به خاطر مسائل قبیلهای
به خاطر قدرت
به خاطر حق


چرا مردم به تحصیل معرفت بی توجهند؟

چون وقت ندارند
چون گرفتار روزمرگی هستند
چون بدرد نمی خورد
چون جایگاهش را نمی شناسند


انطباق

تا چه اندازه شرایط امروز جامعه با شرایط زمان حضرت علی قابل انطباق است؟

صد درصد
خیلی کم
نه چندان
تا حدی


آیا اسلام کلید مشکلات نسل حاضر است؟

بله
خیر
تا حدی


برترین عمل نزد خدا چیست؟

تفقه در دین
نماز
تقوا
خدمت به خلق


عدالت

چرا مردم تحمل عدالت را ندارند؟

چون احساس نیاز نمی کنند
بعلت نا آگاهی از منافع آن
چون بی عدالتی ضرری برای مردم ندارد


اجتماعی

تا چه اندازه سخنان مولا علی علیه السلام را در جامعه اجرایی میدانید؟

صد درصد
نسبی
غیر ممکن
قابل پیگیری




صفحه نخست | ارتباط با ما | تالار گفتمان | دانلود | درباره ی ما |جستجو در مطالب | گالری تصاویر | قدرت گرفته از | طراح قالب

Powered By VCPanel Copyright © 2009 by nahj-albalagheh
Design By : wWw.Theme-Designer.Com